KEY3AN
پرده* را کنار می* زنم، باران خودش را می*زند به شیشه؛ من خودم را به آن راه! ...
KEY3AN
روزنامه را بهانه کردی که نگاهم نکنی و من شعر را، که صدايم را بشنوی اما لعنت به روزنامه هايی که شعر چاپ می کنند ...........
KEY3AN
خدا ازم پرسید میخوری یا میبری ؟ گفتم میخورم از کجا باید میدونستم لذتهارو میبرن حسرتها رو میخورن!
KEY3AN
تمامی مزرعه کافر صدایش میزدند گل آفتابگردان کوچکی را که عاشق باران شده بود!
KEY3AN
یک پرده میکشم روی تمام اعتقادات دنیا… تا به کســـی بر نخورد وقتی تـــو را میبوسم…
KEY3AN
بیا بــــازی کــنـــیــم....تــــو چـــشــــــم بـــگــــذار..مــــن دل میـــــگـــــذارم...
KEY3AN
وقتی شب میخوابی و ساعتت رو كوك میكنی رو 7 صبح.. وقتی 6:59 دقیقه از خواب پا شدی.. خوبه بذاری ساعتت كار خودش رو بكنه..دلش رو نشكون..بذار زنگشو بزنه..كی میدونه..شاید تمام شب رو انتظار كشیده واسه ساعت 7
KEY3AN
آن روزی بود که خواستم برای از دست دادنت قطره اشکی بریزم... ولی یادم آمد که تمام آن را برای به دست آوردنت از دست دادم!
KEY3AN
آموخته ام که با پول می شود خانه خرید، ولی آشیانه نه! ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه! دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه! و بالاخره می توان قلب خرید ولی عشق را نه.... چارلی چاپلین
KEY3AN
تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد، با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر
KEY3AN
در همين حوالى كسانى هستند كه تا ديروز ميگفتند: بدون تو حتى نفس هم نمى توانم بكشم" و امروز در آغوش ديگرى نفس نفس ميزنند...!
KEY3AN
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجههاشو سیر کنه, گوشت بدن خودشو میکند و میداد به جوجههاش میخوردند. زمستان تمام شد و کلاغ مرد! اما بچههاش نجات پیدا کردند و گفتند: آخی، خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری! این است واقعیت تلخ روزگار ما ...
KEY3AN
بیچاره آسمان … دلش به خورشیدى خوش است که هر روز دورش میزند
KEY3AN
وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین آدمها رد میشی