سپیده
سلامی به گرمی پتوی گرمی که وقتی هوا سرده میری زیرش و خوابت میبره.سلام.
سپیده
گلی روزی وزید.در بینهایت زیر پایم افتاد.از آن گذشتم.به بی کران رسیدم.جایی که رودش همراه پراکندگی خورشید می گذرد.جایی که در نهایت زندگی زیباست.برگشتم و گل را برداشتم.اسمت روی آن بود.به سمت افق رفتم.غروب نمایان شد زیر پرهای آسمان.جای شما خالی.
سپیده
چرا دردنبالر اینقدر تنهام.؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سپیده
فرشته ای شدم تا در خاطرت پر بکشم.چرا با لالایی هایم خوابت نمی برد.
سپیده
زندگی پر پیچ و خم است.من در یکی از این پیچ ها منتظر توام.می خواهم فریاد بزنم (از تنهایی خسته شدم)
سپیده
آرزوی شروعی دوباره با رفتنت تبدیل به آرزوی از دست رفته ای شد.
سپیده
گذشته هایم را باد برد.نوش جانش.برای من که فقط طوفانی از سختی ها بود.
سپیده
روزی بدون سلام با امید از زندگی آغاز نمی شود ولی الان غروب گذشته.نمی دانم.همان سلام.
سپیده
ای کاش روزی دوباره باران بیاید.اگر بیاید حتما بااو میروم.دلتنگی مانده ای نخواهم بود.مطمنم.
سپیده
زندگی بهانه ای بود برای با هم بودن.تو رفتی و بهانه ی زندگی بی معنا شد.
سپیده
زندگی مرا تنها گذاشت.سلامی به بیرنگی امید.سلام.
سپیده
من دختری گمشده ام که در طوفان متلاطم زندگی گم شده ام.من خاطره ای جا مانده از بارانم.
اميدوارم هميشه دلت گرم باشه
13 سال و 9 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 18 دقيقه قبلاونشم وقتی برون می خوابی و هرجوری پتو رو می کشی گرمت نمکنه خیلی حال می ده.چون تا صبح بیداری
13 سال و 9 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 17 دقيقه قبلمن همینطور دنیا جان.و سلام به شما آقا احمد.
13 سال و 9 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 15 دقيقه قبلما هم که بوق
13 سال و 9 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 14 دقيقه قبلشما هم زندگی به کامت.همیشه خوش باشی.چیزی رو جاننداختم؟
13 سال و 9 ماه و 9 روز و 19 ساعت و 11 دقيقه قبل