اصلا نمیدونم چی می تونم بگم !
پارسال تقریبا همین موقع ها بود که من همچین احساسی رو داشتم و اگر توی این مدت به یه چیز از ته قلبم ایمان آورده باشم اینه که خدا صدامونو میشنوه و تنهامون نمیزاره
مادر سلام مادر امروز توى مدرسه دوستام با من بازى نكردن آخه يكى از بچه ها گفت كه با سارا بازى نكنيد مادر نداره... مادر مگر بده يكى مادر نداشته باشه؟؟ من گريه نكردم مادر، آخه بابا برام گفته تو هم مادر دارى فقط واسه هميشه رفته پيش خدا، اما دوستم كه نميدانه من هر شب همرات حرف ميزنم و درد ودل ميكنم و از اتفاقات مدرسه برات ميگم، اون كه نميدانه هر شب بايد عكست تو بغلم باشه تا خوابم ببره... فقط مادر دلم ميخواد يک بار ديگه فقط يک بار خودت را خوده راست راسكيتو بغل كنم... به بابا هم هر روز میگم بیشتر از قبل دوست دارم دوست دارم مادر...!!! مادر جان روزت مبارک