سال 1391 برعاشقان مبارک به نام خداوند نوآفرین بویِ بهبود ، ز اوضاعِ جهان ، می شنوم : شادی آورد گُل و ، بادِ صبا، شاد آمد! بهار، فُرصتِ دوباره یی ست : برای اندیشیدن و ، دوباره شدن ! در این ” کلاسِ ” بزرگ و بالنده ی روُیش و رویندگی ، فُرصت های شکوفایی و تراوایی و تناوری ، آن قدرها فراوان و همه سویه ست؛ که اگر بتوانیم از این نعمت نازنین – در خور توانمندی و ، فراخور جامعه ی بالنده ی خویش – به خوبی بهره برگیریم ، خواهیم توانست بهترین های برخورداری و کارآیی و اثرمندی را ، در جامعه و جهان مان به باربنشانیم. ارجمندوگرامی ! اکنون که سال و حالی نو از راه می رسد ، بگذارید که از صمیم جان ، بهروزی های نو به نو را، در مدار بهار و بالندگی و خوشنامی و خوشکامی ، از آستانِ رحمانیّتِ حضرت دوست ، برای شما ، تمنّا کنم . عیدی من به دوستان گلم : دسته گلی زیبا همراه نوتی از عشق و محبت
#شب از سماجت #گرما تن از حرارت می لب از شکایت یکریز تشنگی پر بود میان تاریکی نسیم گرمی با من نفس نفس می زد و هردو با هم دنبال آب میگشتیم و در #سیاهی سیال خلوت دهلیز نهیب ظلمت ما را دوباره پس می زد هجوم باد دری را به سمت مطبخ بست و هرم وحشت ما رابه سوی ایوان راند میان ایوان چشمم به آب و ماه افتاد که آب جان را پیغام زندگی می داد و ماه شب را از روی شهر می تاراند به روی خوب تو می نوشم ای شکفته به مهر چون روزنی به رهایی همیشه روشن باش سیاهکاران را هان ای سپید سار بلند چون تیغ صبح به هر جا همیشه دشمن باش...{شعر «آب و ماه» اثر #فریدون#مشیری – دیوان از #خاموشی}
@❤...كــيـــ NA ــــآ...❤ یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد. سال نو پیشاپیش مبارک