❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن غم را دوباره وارد این ماجرا نکن بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن موهات را ببند دلم را تکان نده... در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن من در کنار توست اگر چشم وا کنی خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن امشب برای ماندنمان استخاره کن اما به آیه های بدش اعتنا نکن....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
فرقی نمیکنه که به اندازه دل یک گنجشک دوستت داشته باشم یا به اندازه دل فیل مهم اینه که به اندازه یک دل دوستت دارم …
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
پنجه درافکندهايم با دستهايمان به جای رهاشدن . سنگين سنگين بردوش ميکشيم بار ديگران را به جای همراهي کردنشان عشق ما نيازمند رهائي است نه تصاحب در راه خويش ايثار بايد نه انجام وظيفه
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
میگویند یک روزی هست .. که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ... و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی! فقط نمیدانم .... تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلـتنگیهایـم را زیـر دوش حمّــام میبَـرم، بُـغـضـم را میـان شُـرشُـر آبِ داغ میتـرکـانـم، تا همـه فـکـر کننـد قرمـزیِ چشمـانـم از دم کـردنِ حمّـام است...!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
با من بمـــان ... آنها که رفتن شان را طـــاقت آوردم ... تـــو نبودند
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کاش می توانستم راحت حرف بزنم ... چیزی بگویم از دلتنگی ... میان آدم های دلتنگی که در این اتاق مجازی جمع شدند ... فقط می گویم منم مثل تو دلتنگم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آنکه با تو می زند صلای مهر
جز به فکر غارت دل تو نیست
گر چراغ روشنی به راه توست
چشم گرگ جاودان گرسنه ای است!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
منو نميخواست بتي كه از من ساخته بود رو ميخواست واسه همين هر وقت خودم بودم دعوا داشتيم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
یارو ميره حرم داد می زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی میشه! من پارسال اومدم ، حامله شدم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
مقصر معلم دستور زبان فارسی بود ؛ که به من نگفت من با هر تو یی { ما } نمی شود... (پس من بی تقصیرم...)