❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
13yeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
عشق نایافتنی ست ، پیش آمدنی ست ، پس به مهبانوی پاییز خبر دهید : به بهار غریبانه بمان ، تا او خود به دیدارت آید
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده. شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود. دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!! چه اتفاقي افتاده؟ در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!! چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است. متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد. در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟ همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!! مرد شديدا منقلب شد. ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!! اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آدمای دوروبرم همش دنبال مچ گیری از منن خسته شدم از آدما!!! قربون خدا برم با اینکه میتونه هر لحظه مچمو بگیره بجاش دستامو میگیره!!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
گفتم عاشقانه به صدای قدمهایت گوش میدهم اما نه قدم های رفتنت!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند آدم هاي كوچك بي دردند
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از من آزرده مشو، ميروم از خانه ي تو، قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست، امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
كفش هایم را به جاده می سپارم و عبور می كنم از همه ی خاطره هایمان . . . از همه ی دلتنگی هایم . . . و با او می روم تا هركجا كه بخواهد ! بی خیال ِ این همه دوست داشتن ِ من . . . بی خیال ِ این همه بیخیالی ِ تو. . . بی خیال ِ تو! بگذار مقصد ، هر كجا كه می خواهد، باشد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش دوست واقعی باشد . . .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش... گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که زندگی ات را روشن می کند...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ردپای کسی رو که آرامشم را بهم ریخت دنبال کردم به خودم رسیدم