❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دنیا کوچکتر از آن است که گم شده ای را در آن یافته باشی هیچ کس اینجا گم نمی شود آدم ها به همان خونسردی که آمده اند چمدانشان را می بندند و ناپدید می شوند یکی... درمه یکی در غبار یکی در باران یکی در باد و بی رحم ترینشان در برف آنچه به جا می ماند رد پائی است و خاطره ای که هر از گاه پس میزند مثل نسیم سحر پرده های اتاقت را
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کاش انسان ها یاد میگرفتند از کنار هم عبور کنند ، بــی آنکه برای اثبات حضورشــــان نیــــازی به تنـــه زدن داشته باشند.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
با گناهانم چه کنم ؟؟ صد بار اگر توبه شکستم ... چه کنم ؟ خدایاااااا چه کنم ؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نگران نبودنت نباش ...برو
نفرینت نمیکنم
همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست ، برایت کا[!]ت.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
آقای داماد چه کاره هستن؟ توی شرکت پاکسان کار میکنن اونجا کارشون چیه دقیقا به سلامت خانواده می اندیشن!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
لطفا بایست ... خواهش میکنم ... قلب چیزی نیست که بخوای اونو به بازیچه بگیری ...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
یار تنهایی من با من گفت: هر کجا لرزیدی، از سفرترسیدی، تو بگو از ته دل، من خدا را دارم... من خدا را دارم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
میدونی وحشتناک ترین چیز توی دنیا چیه؟ این که از یک کابوس وحشتناک از جا بپری و ببینی زندگیت از اون کابوس وحشتناک تره !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بگین بباره بارون ، دلم هواشو کرده بگین تموم شدم من ، بگین که برنگرده بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم برهنه زیر بارون ، خرابُ درب و داغون از آدما فراری ، از... عاشقا گریزون بهش بگین شکستم ، بهش بگین بُریدم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کاش می شد که من از عشق حذر می کردم یا که این زندگی سوخته سر می کردم، ای که قلبم بشکستی و دلم بربودی! ز چه رو این دل بشکسته به غم آلودی؟ من غافل که به تو هیچ جفا ننمودم، بکن آگه که کدامین ره کج پیمودم؟ ای فلک ننگ به تو , خنجرت از پشت زدی، به کدامین گنه آخر تو به من مشت زدی؟ کاش می شد که زمین جسم مرا می بلعید، کاش این دهر دورو بخت مرا برمی چید، آه ای دوست! که دیگر رمقی در من نیست، تو بگو داغ تر ار آتش غم دیگر چیست؟ من که خاکسترم اکنون و نماندم آتش. دیگر ای باد صبا دست ز بختم بردار خبر از یار نیار دل من خاک شد و دوش به بادش دادم مگر این غم ز سرم دور شود ولی افسوس نشد، ولی افسوس نشد…
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
تا نهان سازم از تو بار دگر راز این خاطر پریشان را
می کشم بر نگاه نازآلود نرم و سنگین حجاب مژگان را
دل گرفتار خواهشی جانسوز، از خدا راه چاره می جویم
پارسا وار در برابر تو سخن از زهد و توبه می گویم
آه…هرگز گمان مبر که دلم با زبانم رفیق و همراهست
هر چه گفتم دروغبود دروغ، کی ترا گفتم آنچه دلخواهست
تو برایم ترانهمی خوانی، سخنت جذبه ای نهان دارد
گوئیا خوابم و ترانه تو از جهانی دگر نشان دارد
شاید این را شنیده ای که زنان در دل «آری » و «نه» به لب دارند
ضعف خود را عیان نمی سازند، رازدار و خموش و مکارند
آه من هم زنم ، زنی که دلش در هوای تو می زند پر و بال
دوستت دارم ای خیال لطیف، دوستت دارم ای امید محال
فروغ فرخزاد
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
می خواهمت ولی دوری… خیلی خیلی دور نه دستم به دستانت می رسد و نه چشمانم به نگاهت به آن نگاه مهربان و دست نیافتنی ات انسان هیچ گاه از یاد نمی برد خواسته های از دست رفته اش را اگر بگویم … بگویم …. هیچ هیچ مهربان ! دیر شده آن هم برای همه چیز گفتم دلم برایت تنگ شده است …باور نکردی گفتم تا به ابد در قلبم هستی … باور نکردی گفتم دوستت داشتم و دارم … باور نکردی هیچ کدام را باور نکردی فقط خندیدی و من خنده ات را خوب تعبیر کردم چه سراب باطلی…