❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بگذار کسی نداند دوستت دارم هر روز از مسیرِ رنگینکمان به هم سر بزنیم پنجشنبهها اتفاقی تو را در ماشینم ببینم ... شنبهها پنجره را باز کنم تو آنجا نشستهباشی بگذار کسی نداند دوستم داری هر روز ستاره برایم بفرستی کسی نداند ستاره یعنی چه بگذار کسی نفهمد زیبایی و زنی که با لباسهای رنگی از خوابهایِ من عبور میکند برایِ دیگران یک سایه باشد پنهان از چشمها بیا زیرِ بوتههایِ یاس بخوابیم و بوتههایِ یاس استعاره از هیچچیز نباشد.....
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم... خسته شدم بس که تنها ایستادم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
ااااسماً منزن هستم و تو مـــــــــــــــــــرد . . . ! ! اما نگران نباش . . . به کسی نخواهم گفت که در پس مشکلات و درد هایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم . . . در پس نامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم . . . در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم . . . من " مـــــــــــــــــــــــــــــــــرد " تر بودم . . . !
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دیروز خود گم شده ایم
امروزمان را می بازیم تا فردایمان را ببریم...
و فردا باز احمقانه برای دیروز خود حسرت می خوریم...
و این است فلسفه ی در جا ماندنمان...!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
13yeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
از من آزرده مشو، ميروم از خانه ي تو، قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست، امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم...
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
به غضنفر میگن خیلی آقایی میگه تازه کجامو دیدی !؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
من دلم میخواد خستگی را بفشارم در مشت ، غصه ها را در باد فاتح قلعه بی روزن تردید شوم ، من دلم میخواهد بیداری هم چون رویا شیرین باشد . . .
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
با من بمـــان ... آنها که رفتن شان را طـــاقت آوردم ... تـــو نبودند
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
منو نميخواست بتي كه از من ساخته بود رو ميخواست واسه همين هر وقت خودم بودم دعوا داشتيم