دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
زن - مجرد
امتیاز: 11962

دنبال‌شدگان

(681 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1075 کاربر)

گروه‌ها

(128 گروه)

بازدید

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤

هـــر رو انــجـآم دادن اســمـش پـــآیـــهـ بودن نیـــس ... خــریــّتــ ه ... ...

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

ســــــــــــلام..

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

شب خوش!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

@اِبی بن بست. . . !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

@اِبی بن بست. . . چرا بهم نميزني؟

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

اين معركست!: آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای خوشبختی خودت دعا کنی؟ ( )

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

باش، مرغک ِ دریایی! بگذار در بماند شب! بگذار در بمیرد شب! بگذار در سکوت سرآید شب!. بگذار در سکوت به گوش آید! در نور ِ رنگ‌رفته و سرد ِ ماه فریادهای ذلّه‌ی محبوسان از محبس ِ سیاه…!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

من چرا نميخونم اصن؟ خو حتما نميخوام ديگه!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

خاموش شو، خموش! که در ظلمت اجساد رفته‌رفته به جان آیند وندر سکوت ِ مدهش ِ زشت ِ شوم کم‌کم ز رنج‌ها به زبان آیند. بگذار تا ز نور ِ سیاه ِ شب شمشیرهای آخته ندرخشد. خاموش شو! که در دل ِ خاموشی آواز ِشان سرور به دل بخشد. خاموش باش، مرغک ِ دریایی! بگذار در بجنبد مرگ…(شعر « برای خون و ماتیک » اثر )

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

بودم به کارگاه جوانی دوران روزهای جوانی مرا گذشت در عشق های دلکش و شیرین (شیرین چو وعده ها) یا عشق های تلخ کز آنم نبود کام. فی الجمله گشت دور جوانی مرا تمام. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥( )

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

@Herose ما يه هفته نبوديم بعضيا چه آواتاراي ِ گذاشتنا!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

سرچشمه ی رویش هایی ، دریایی ، پایان تماشایی. تو تراویدی: باغ جهان تر شد ، دیگر شد. صبحی سر زد ، مرغی پر زد ، یک شاخه شکست : خاموشی هست. خوابم بر بود ، خوابی دیدم : تابش آبی در خواب، لرزش برگی در آب. این سو تاریکی مرگ ، آن سو زیبایی برگ. اینها چه ، آنها چیست ؟ انبوه زمان ها چیست ؟ این می شکفد ، ترس تماشا دارد. آن می گذرد، وحشت دریا دارد. پرتو محرابی ، می تابی. من هیچم : پیچک خوابی. بر نرده ی اندوه تو می پیچم. تاریکی پروازی ، رویای بی آغازی ، بی موجی ، بی رنگی ، دریای هم آهنگی!(شعر « هایی » اثر – دیوان شرق اندوه)

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

چه گذشت ؟ ـ زنبوری پر زد ـ در پهنه ی … ـ وهم. این سو ، آن سو ، جویای گلی. ـ جویای گلی ، آری ، بی ساقه گلی در پهنه ی خواب نوشابه آن… ـ اندوه. اندوه نگاه: بیداری چشم ، بی برگی دست. ـ نی. سبدی می کن، سفری در باغ. ـ باز آمده ام بسیار ، و ره آوردم: تیناب تهی. ـ سفری دیگر، ای دوست ، و به باغی دیگر. ـ بدرود. ـ بدرود، و به همراهت نیروی هراس.(شعر « روانه » اثر سهراب سپهری – دیوان شرق اندوه)

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

فقط وقتی ته یه دره باشی میتونی کنی که چقدر بالای بلندترین کوه ، شکوه منده!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
بستني.jpg ❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

بفرما بستني!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

يه سري خيلي بهم دارن!خوش به !