❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
باران خورده ام...چترم کجاست...!!؟
راستی کجایند آنان که میگفتند ما چترمان خداست...!!
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
میترسم باران برتمام دنیا ببارد و تو نباشی از آن روزی که رفتهای من عقدهی باران دارم… . . . آه زمستان بود زمستانی که پوستینش را بر من میافکند و من از سرما و دلتنگی هیچ هراس نداشتم و تو نجوا میکردی: دستهایت را بیاور گیسوانم اینجاست! . . . حالا مینشینم و بارانها تازیانه میزنند بر بازوانم، بر رخسارهام ، بر اندامم… پس چه کس پناهم دهد؟ ای همچون کبوترِ مسافر در میان چشم و نگاه! چگونه تو را از خاطراتم بزدایم؟ تو همچون نقش روی سنگ در قلبم جاودانهای ای که در قطره قطرهی خونم خانه داری! هر کجا که باشی دوستت دارم ناشناختههایی در توست گوشهای از تاریخ و سرنوشت که پا به عرصهاش میگذارم… ” شعری از نزار قبانی “
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
نظرنقـــــاش
من وتو
خانه ی مشترکی نداشتیم
هم چراغ نبودیم
جهان اما
اتاق کوچکی است
و آسمان
سقف مشترکی
ما هر دو
در یک افتاب گرم می شویم
و هستی
کوچه ی کوچکی است
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
چرا گاهی وقتها انسان به این سرعت خر میشود؟
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
کی می رسم به تو ، به خدا دیر می شود
عمری گذشت ، عاشق ِ تو پیر می شود
...
تا کی در انتظار ، بدوزم به راه ، چَشم
کم کم ، دو قاب ِ پنجره ، دلگیر می شود
...
اشک است و آه ، همدم ِ خلوتسرای من
تا آسمان ، بلند ، ناله ی شبگیر می شود
...
گلواژه های عشق که سرخ است وماندگار
تنها برای توست که تقریر می شود
...
هر چند همچو سراب است وصل ِ تو
یک روز، خواب ِ وصل ِ ت
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دلـت به ماندن نیست بـرو، عشـق كه گـدایی نـدارد. یادت نیست مگر؟ ... این نذر مـن بود، كه كوه شوم و پای نبودنهایت بمانم
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
هیچ چیز بیشتر و بدتر از این... مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که... اطرافیانت بهت بگن: اگه ... دوستت داشت نمیرفت...!!!