زن دلش ميخواهد بدون آستين بپوشد.... دلش ميخواهد موهايش را باز بگذارد... دلش ميخواهد پاشنه بلند به پا کند ...ذات زن اين است که به خود برسد و مانند طاووس که تا متوجه نگاه ديگران ميشود ، پرهايش را باز ميکند ، خودنمايي کند.... ... معني کارش اين نيست که فکرش يا خودش منحرف است!
در مکّه دیدم ، خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ... و انسانها به دور ِ خویش میگردند ! در مکّه دیدم ، هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست ! دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید ، غافل از اینکه آن دوره گرد ، خود ِ خدا بود ! در مکّه دیدم ، خدا نیست ! و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم ، و درهمان نماز ساده ی خویش ، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم... آری ؛ شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست ، که خدایی در آن نیست ...! __________ حسین پناهی با احترام به تمام عقاید