Kimiya va
کار سختی ستْ دوست نداشتنِ تو باید برای خودم کار دیگری دست و پا کنم...
Kimiya va
شاید برایت عجیب باشه این همه آرامشم خودمانی میگویم ، به آخر که برسی فقط نگاه میکنی . . .
Kimiya va
از دست دادمت ، به راحتی یک نفس ، به آسانی یک پلک ، سخت ست .....
Kimiya va
تو که میدانستی با چه اشتیاقی...خودم را قسمت میکنم پس چرا ...زودتر از تکه تکه شدنم...جوابم نکردی...برای خداحافظی ...خیلی دیر بود...خیلی دیر !!
Kimiya va
ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ . . . ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﯾﮏ جایی به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮمبگردد ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ ! ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ !
Kimiya va
خداحافظ تابستان یادت باشد روزهای گرمت به سردی گذشت…!
Kimiya va
مرا تا بزن ! به قرینه هم تا بزن !! میخواهم تنها درگیر نیمه خودم باشم !!!
Kimiya va
مچاله شده ام در خودم با بوی سیگار و طعم تلخ چای مانده پنجره را باز نکن ! امروز دلم می خواهد غمگین باشم …!
Kimiya va
هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی, یـــک نقطـــــه, یـــک لبخنـــــد, یـــک نگــــــــاه, یـک عطر آشنـا, یــک صــــــــدا, یــک یـــــــــــاد, از درون داغونـــت می کــــند, هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی…!
Kimiya va
جنس بغض من آنقدر ها هم خوب نیست ؛ تا اسمت را میشنود طفلک میشکند !
Kimiya va
زندگی ساده است به سادگی ِ نبودن ِ تو و به سادگی شکستن ِ من …