دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kimiya va

shokh. mehraboon. ba marefat. barande jaeeze zibaee ............ درباره »
Kimiya va
زن - مجرد
امتیاز: 2176

دنبال‌شدگان

(312 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(317 کاربر)

گروه‌ها

(46 گروه)

بازدید

Kimiya va
Kimiya va

بچه بودم بعضی وقتا به عروسکام انقد زُل میزدم، تا مچشونو حین تکون خوردن بگیرم ! یه همچیم آدم خجسته و شیرین العقلی بودم من

Kimiya va
Kimiya va

یارو تو خیابون ماشین زده بهش پهن شده کف آسفالت، رفتم دستش رو بگیرم بلندش کنم از رو زمین، می گه «قربونت تو همین حالت یه عکس ازم بگیر می خوام بذارم تو [!] بوک!» خدایاااا چرا دنیا نابود نشد ؟!!

Kimiya va
Kimiya va
در سلام

salam b hamegi..... صبح عالیتون متعالی

Kimiya va
283353_239985806034112_1306033_n.jpg Kimiya va

به سلامـتی کسی که نمی شناستت اما نوشته هاتو میخونه تا از درونت با خبر بشه و زیرش لایک میزنه ونظرمیده نه واسه اینکه خوشـش اومده… واسه اینکه بهت بفهمونه که تنهـــــا نیستی…

Kimiya va
Kimiya va

بالشــــت خودم را ترجیــــح میدهــــم، چــرا که شانه های امـــروزی مثل بالشـــت های مسافـــرخانه اند، خوب میدانـــم سـرهای زیـادی را تکیــه گاه بودنــد!

Kimiya va
Kimiya va

سَر میز شامـ ـ یاבت ڪه می اُفتم بغض میکُنَمـ ـ ا‌‌َشکــ در چِشمانَمـ حلقهـ میزَنَد هـ ـمهـ مُتِعَجِبـ نِگاهَـَمـ میکُننَد… لبخند میزنَمـ و میگویَمـ : چقدر داغ بود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Kimiya va
Kimiya va

اعتراف میکنم این روزا فراموشی گرفتم....

Kimiya va
Kimiya va

دردیعنی مرورمسیج هایی ک ی روزی باورشان داشتی وامروزبه دروغ بودنشان ایمان آوردی

Kimiya va
60948953693894311837.jpg Kimiya va

چـقدر سخته وقتی همه سراغ کسی رو ازت میگیرن که فقط تو میدونی که دیگـه نیست … سخت ترش وقتیه که مجبوری لبخند بزنی و بگی : خوبه !

Kimiya va
Nan-O-Eshgh.jpg Kimiya va

به خود احترام می گذارم... یک چای داغ می ریزم، داخل زیباترین بشقاب خانه یک دانه شیرینی می گذارم، همراه یک آهنگ دلنشین به خود می گویم: " بفـــــــــرمایید! چایتان سرد نشود! " و از تمـــــــــــــــام تنهــــــــاییم لذت می برم!

Kimiya va
Kimiya va
در Coma

گره کور ... دل اگر بستـــی ، مُحکم نبند ... مُواظِب باش ، گره کور نزنی ... روزی ... او میـــــــــرود ... و تو میــــــمانی و یک گره کور ... !!

Kimiya va
Kimiya va

آدمی که میخواهد برود ، میرود ... داد نمیزند که من دارم میروم ... آدمی که رفتنش را داد میزند ؛ نمیخواهد برود ... داد میزند که نگذارند برود ...

Kimiya va
Kimiya va

خدایا... ازتجربه تنهاییت برایم بگو این روزهاسر تا پا گوشم.

Kimiya va
Kimiya va

خدا مرحم تمام دردهاست هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای میگیرد . . .