هفته پیش پست برق منطقه مشکل پیدا کرده بود هی برقای خونمون میرفت و میومد ... همسایه طبقه بالاییمون 3صبح میخواسته بره بیرون حالا مرتیکه الــدنگ میبینه برقا هی میره و میادا 3طبقرو نمیکنه با پله بره پایین با آسانسور داشت میرفت پایین که برق قطع میشه!!!! حالا هی با دست داره میکوبه به در آسانسور... بابای ما هم از اطاق خوابش داد میزنه پویا پاشو برو ببین چی میگه این یارو... ما هم بلند شدیم رفتیم دیدیم بله آقا تو آسانسور طبقه ما گیر کرده، میگم خوب آقای لطفی واسه چی میزنی به در آسانسور؟؟ برق رفته دیگه الان من چه خاکی تو سرم کنم؟؟؟ میگه نه میخواستم بگم من اینجا گیر کردم!!! گفتم باشه من فهمیدم شما اونجا گیر کردین شب بخیر... گفت کجا میری؟؟؟ وایسا شاید من به کمک احتیاج داشته باشم... باباا خوابم میـــــــــاد خوب مگه مرض داری برق میره و میاد با آسانسور راه میوفتی به ساختمون گردی؟! من رفتم عزیز من ...شب خوش .... برگشته میگه: وایـــــــــسا جون من یه لحظه ...! من: ای بابااا...چی کار کنم خب؟؟؟ وایستادم بگو ..؟! برگشته میگه: چه خبرا دیه؟؟ درست تموم شد؟کی میری سربازی؟؟ ...!من
تو اتوبان همت به رفيقم ميگم: ميدونستي اين برج ميلاد ۱۰ سانت انحراف از مركز داره ؟ ... يه نگاهي به برج ميلاد انداخته ميگه: آره معلومه!!!! آخه من چی بگم !!! دوست خل چله داریم!!!
جون من اینا رو دیدین تا یه چیزی یاد میگیرن که تو بلد نباشی چنان چکش میکنن تو روت میزنن کلا صافت میکنن اگه فرداش که اون یادگرفته تو یادبگیری میگن ای بابااااا اون که خز شده گرفتار شدیم به خدااا
هیچ جاش نکته انحرافی بود
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 18 دقيقه قبلهمون 2 تا رو هم پاک کنی بهتر هم میشه
چون اصن به مضمون جمله نمیخوره
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 16 دقيقه قبلباشه
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 14 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 10 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 11 دقيقه قبل

14 سال و 10 ماه و 20 روز و 14 ساعت و 8 دقيقه قبل