تو عروسي نشسته بودم يه بچه 3 ، 4 ساله اومد يک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زير ميز، چند ثانيه بعد ديدم دوباره آوردش، اين دفعه پرتش کردم يه جاي دور ديدم دوباره آورد!! مي خواستم اين بار خيلي دور بندازمش که بغل دستيم بهم گفت آقا اين بچس سگ نيست! طرف باباي بچه بود
غضنفر نشسته بود سر جلسه کنکور. سؤالا رو پخش می کنن و غضنفر اول یه پنج دقیقه ای مبهوت به سؤالا خیره میشه . بعد یه پنج تومنی از جیبش در میاره شروع می کنه تند تند شیر یا خط کردن و پاسخ نامه رو پر میکنه . بعد ۵۰-۴۰ دقیقه مراقب میبینه غضنفر خیس عرق شده و مرتب یه سکه رو میندازه بالا و زیر لب فحش میده . میره جلو می پرسه داری چیکار میکنی؟ غضنفر می گه همه سؤالا رو جواب دادم . دارم جوابامو چک میکنم
@阿尔玛 به مامان میگم بذار دستتو ببوسم ، میگه باز لوس شدی پسر این کارا علامت دوست داشتنته واقعا ؟ میگم پ نه پ این علامت مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی کمانه . احترام بگذارید مامان !
به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم
مادر دانش آموزِ اومده مدرسه....معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین....میگه تو خونه؟....پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی........اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن
هیچ جاش نکته انحرافی بود
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 20 دقيقه قبلهمون 2 تا رو هم پاک کنی بهتر هم میشه
چون اصن به مضمون جمله نمیخوره
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 18 دقيقه قبلباشه
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 16 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 13 دقيقه قبل

14 سال و 10 ماه و 17 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبل