داشتم از کنار یه مدرسه راهنمایی پسرونه رد می شدم . زنگ تفریحشون بود ناظم پشت بلند گو : سجادی انقدر ندو . حمید نیا خوراکیتو زمین نریز. حسینی ...حسینی !!!! ادای منو درنیار !!!! مرده بودم از خنده
وقتی داری با یکی درد و دل میکنی، اگه طرف گفت «اینکه چیزی نیست...»، دورخیز کن و با آرنج راستت بزن تو چشم چپش تا مغزش از گوش راستش بریزه بیرون، تا اومد چیزی بگه، بگو اینکه چیزی نیست، با آرنج چپت بزن تو چشم راستش تا مغزش از گوش چپش بزنه بیرون....
هشت صبح راه میافتم 8:30 میرسم هفت و نیم راه میافتم 8:30 میرسم هفت راه میافتم 8:30 میرسم شش راه میافتم 8:30 میرسم نصفه شب راه میافتم 8:30 میرسم از معجزات تهران اینه هر ساعتی راه بیوفتی بیای سر کار هشت و نیم میرسی! مملکته داریم؟
هیچ جاش نکته انحرافی بود
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 32 دقيقه قبلهمون 2 تا رو هم پاک کنی بهتر هم میشه
چون اصن به مضمون جمله نمیخوره
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 30 دقيقه قبلباشه
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 28 دقيقه قبلآفرین
14 سال و 10 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 25 دقيقه قبل

14 سال و 10 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 22 دقيقه قبل