Mehdi I
پدر خیال می کرد آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد، تنهاست.
نمی دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد . . . .
Mehdi I
سکوت شیشه ای خرد شدنی اما شفاف و زلال
Mehdi I
به یادت که شبم را روز و روزم را شب کرد
Mehdi I
و شعر هاي قشنگي چون پرواز پرنده ها مي خواند
Mehdi I
خودت بنویس هی کپی پیست نکن
Mehdi I
یه خاطره واقعی از خودم : چند وقت پیش ریش بابام رو میزدم براش بعد تموم شد نا خداگاه صورتش رو بوس کردم . گفت من هر وقت ریش بابام رو میزدم بوسش میکردم میگفتم اینم مزد آرایش گر بعد یه مکسی کرد گفت می ارزید !
Mehdi I
زندگی به همان اندازه ای زیباست که ببینیش اون بیرون هیچی نیست همش تو زهن توست
Mehdi I
جالبه با هرکی خودکشی کرده برگشته صبحت میکنی دقیقه آخر پشیمون بوده
Mehdi I
دقت کردین آدم از صدای خودش خوشش نمی آید