Mehdi I
وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند
Mehdi I
از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت را میدهد
Mehdi I
وقتی کسی رو که دوست داری تماشا میکنی و اون حواسش نیست
Mehdi I
لا لایی من به جای تو شکستم . من به جای تو گریه کردم
Mehdi I
بیا در آغوش دلم که از وقتی بیرون آمدی دلتنگ تو شدم بیا که با همه بچگیم از ابتدا تو در سینه من بودی ! بکن از دل دیگری
Mehdi I
گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها حسرت ها را می شمارم و باختن ها وصدای شکستن را ... نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم وکدام خواهش را نشنیدم وبه کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگــــــــــــــــم
Mehdi I
و تو مقدسی و احترامت مقدس تر
Mehdi I
من از زبان خویش سخنانی شنیده ام که مپرس
Mehdi I
تو به آسمون و بارون دعوتی ! چه مهمونی باشکوهی بشه همون لحظه هایی که هم صحبتیم !