Mehdi I
شمیرانات برف میاد اسیدی !!!!!
Mehdi I
سلام به همه من آمدم !!!!!!!!!!!!
Mehdi I
خورشید در خانه دارند اما عینک دودی نمی گذارد
Mehdi I
خانه را آب و جارو کن که میرود بگذار برای آخرین بارش ارزش را ببیند
Mehdi I
به صورت خیلی اتفاقی من الان آمدم بر خلاف صبح سلام به همه شبخیزان ( واژه سحخیز با اندکی تصرف )
Mehdi I
من دارم میرم بچه ها برام دعا کنید یک جا باید برم استرس دارم تا شنبه بای بای
Mehdi I
طلوع و غروب را هرگز از دست نده
Mehdi I
اسبت را زین کن که فصل رهایی نزدیک است
Mehdi I
یک دوستی هم ما داشتیم زنگم زد گفت الان کجایی گفتم ازگل گفت می دونم هستی الان کجایی !!!!!!
Mehdi I
اولین باری که دفترم آمد توی محله ازگل وقتی می خواستم به تاکسی بگم ازگل خنده ام می گرفت !
Mehdi I
امروز سرمای هوا به دنبالر هم نفوذیده شایدم دارن بعضی ها خودشونو برای فردا آماده می کنن ؟؟؟؟