Mehdi I
سلام بر همه سحر خیزان ( اجبار کاران ) عزیز دنبالری از یک روز سرد سلامی گرم گرم
Mehdi I
با تو بودن خوش ترین لحظه ای بود که نبود !
Mehdi I
خوب مشخص شد همه مدرسه برو هستند که تعطیل هستن شایدم مدیر هستن ؟؟؟ هیچ کی نیست !
Mehdi I
از سفید رویی سرد و سبک است برف روز برفی تون بخیر سلام به همه !!!
Mehdi I
چند تا آه از ته سینه چند تا پوک تا ته سینه بعد یک هی !!! با تمام خودم . سیگار تمام آه ناتمام
Mehdi I
می گفت برو - رفتم می گه چرا نموندی تلاش کنی !!!
Mehdi I
یک تجربه دوستانه : هرکس چیزی رو ادعا می کند که در آن ضعف دارد !!! می خواهی تجربه کن !
Mehdi I
بدترین ها از بهترین ها - بهترین ها از بدترین ها - چرا هر وقت انتظارش را نمی کشی میاد ؟؟؟
Mehdi I
همه دنبال پروازاند که در آن بالا همه را کوچک ببینند !!!
Mehdi I
خسته نشدی از این همه دنیای دیگر ساخته ؟؟؟
Mehdi I
مدیران شرکت زنگ می زنند می گن جلسه خیلی مهم فوری ساعت ۱۰:۳۰ با ۱۰۰ کار از ان طرف شهر میایی میبینی هنوز مدیر نیومده !!
Mehdi I
آخ که این روز های بارانی چه حالی دارد ! حوا جان سیبی بچین از اینجا هم اخراج شویم
Mehdi I
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!