Mehdi I
کاش می شد تنهایی را قسمت کرد
Mehdi I
سلام مجدد من اومدم بااااااااااااااااااااااااااااااازززززززززززززز
Mehdi I
من برم آماده شم برای نهار شرکت فعلا همه بای
Mehdi I
میگم امروز منم بد بیکارم ها
Mehdi I
شرمنده تو ام که صدایت سرخم میکند و نگاهم را میدزد
Mehdi I
آقا مثل اینکه بچه ها همه رفتن من برم یک چایی بزنم بیام !!!!!!!!!!!!۱
Mehdi I
آقا امروز بحث بحثه سوتی است بنویسد همه شاد شیم
Mehdi I
حس می کردم چه کلاس خسته کننده ای و چه ربطی داره به رشته ما چه نظام آموزشی مذخرفی اگه ۴ بار غیبت نداشتم سر این کلاس نمی امدم . با همین خیالات بود که وقتی آمدم بیرون فهمیدم که چه سوتی های بزرگی دادم 1-شماره کلاس رو با درس اشتباه گرفتم2-یک ساعت نیم سر کلاس بچه های معدن بودم 3- ساعت ۶ راه افتادم برم دانشگاه از خواب زدم 4-اون کلاسی که باید می رفتم به دلیل غیبت زیاد حذفم کرده !!!
Mehdi I
ماهی آزاد تمام رودخانه را که سر بالا می رود فنا میشود گاهی زندگی باید در جریان باشد شاید به اقیانوسی بزرگ ختم گردد
Mehdi I
یک کلاس تدریس رباتیک داشتم تو شرکت سیپا . جلسه اول امدم برم دیدم در کلاس بسته است در را وا کردم دیدم ۲۰ - ۳۰ تا آدم از ۲۹ تا ۴۰ سال نشستن تا درو وا کردم یکی گفت آقا اینجا کلاس رباتیک با کجا کار داشتید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Mehdi I
یک روز تو دانشگاه سر کلاس ادبیات امدم برم بیرون یک نفرم پشتم بلند شد بعد دو نفر دیگه استادش گفت اگه رفتید بیرون دیگه نیایید سر کلاس اون وقت ۱۵ نفر دیگه بلند شدن رفتیم والیبال هفته بعدشم رفتیم سر کلاس هیچ اتفاق خاصی هم نشد