leila
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه
leila
برج مراقبت : باند یک آماده نشستنه,چرخ هاتونو باز کردین؟ خلبان : پَ ن پَ کف بریزین تو باند یخورده لیز بخوریم برج مراقبت : حالا بخندیم کاپیتان؟ خلبان : پَ ن پَ بزن اون لایک قشنگه رو شاد شیم برج مراقبت : کاپیتان توجیح هستین که جون مسافرا دست شماست؟ ... ... خلبان : پَ ن پَ توجیح نشدم,میشه یه راهنمایی بکنین برج مراقبت : کاپیتان بلاخره میخوای بشینی؟ خلبان : پَ ن پَ میخوام پاشم یه دو رکعت نماز وحشت بخونم!
leila
هفت جا نفس خود را حقیر دیدم نخست: هنگامیکه به پستی تن می داد تا بلندی یابد دوم : آنگاه که در برابر از پاافتادگان ، میپرید سوم : آنگاه که میان آسانی و دشوار مختار شد و آسان را برگزید چهارم: آنکه گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه میزنند ، خود را دلداری داد پنجم: آنگاه که از ناچاری ، تحمیل شدهای را پذیرفت و شکیباییاش را ناشی از توانایی دانست ششم: آنگاه که زشتی چهرهای را نکوهش کرد ، حال آن که یکی از نقابهای خودش بود هفتم: آنگاه که آوای ثنا سرداد و آن را فضیلت پنداشت جبران خلیل جبران-- @