دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

leila
زن - متاهل
امتیاز: 2827.9

دنبال‌شدگان

(103 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(273 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

leila
leila

آیینه ی اتاقت را با آیینه ی اتاقم عوض می کنی؟!...این که فقط من را نشان می دهد!

leila
leila

نگاهت را نمی خوانم نه با مایی ، نه بی مایی !

leila
leila

چون پا را در "یک کفش" می کنیم......"زمین می خوریم"...... + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + + آدمی را آدمیت لازم است.عود را گر بو نباشد،هیزم است.

leila
leila

سخت ترین کار دنیـــا اینه که باشی و من تظاهـــر به ندیدنت کنم

leila
leila

وقتی میای صدای پات ، از همه جاده ‌ها میاد انگار نه از یه شهر دور ، که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا می ‌شه ، لحظه ‌ی دیدن می‌ رسه هرچی که جاده‌ هست رو زمین ، به سینه ‌ی من می‌ رس

leila
leila

نگران نباش... حال دلم خوب است آرام ... گوشه اي نشسته و روياهايش را به خاك ميسپارد

leila
leila

زمان،طولانی می شود برای کسانی که غصه دارند،کوتاه می شود برای کسانی که شاد هستند،دیر می گذرد برای کسانی که منتظر هستند،زود می گذرد برای کسانی که عجله دارند،اما ابدی می شود برای کسانی که عاشق هستند....

leila
leila

دیوانه ام ... کم دارم.دو تخته...که زیر سر تو بگذارم.موهایت را به آن،با فاصله ببندی تا من گیتار به دست ِدیوانه ای باشم..که سمفونی خنده هایت را به بتهوون فخر بفروشم

leila
leila

قایقی خواهم ساخت ولی از بهر کدامین دریا دور خواهم شد از این خاک غریب*و به سهراب بگو تا به کی در طلب نانی و بیمار ز ایامِ مریض *شهر ما را بردد ، و تو در فکر همان آبادی که بیاد آبی*شهر من کاشان نیست لیکن از ایران است*و به دریا بنگر وقتی از تور تهی ست*و گرفتار نمک های به ظاهر تَرکاب*و خدا راه نجاتی ز حبیان من آر *و در این شامگه غصه تو چون جان منی

leila
leila

نفسم پس میرود . از چشمهایم اشک میریزد . دهانم بد مزه است . سرم گیج میخورد . قلبم گرفته . تنم خسته . شل . بدون اراده در رختخواب افتاده ام . رختخواب بوی عرق و بوی تب میدهد . به ساعتی که روی میز کوچک بغل رختخواب گذاشته شده نگاه میکنم .ساعت 2 ظهر جمعه است . روی میز اطاق پر از شیشه است . بوی تلخ الکل .... میخواهم بلند شوم و پنجره را باز کنم ولی یک تنبلی سرشاری مرا روی تخت میخکوب کرده . میخواهم سیگار بکشم میل ندارم .ده دقیقه نمیگذرد . ریشم را که بلند شده بود تراشیدم . آمدم دوباره در رختخواب افتادم . اطاق در هم و برهم است . من تنها هستم ......

leila
leila

من تردید داشتم که با نبودنت آرام می شوم یا با بودنت خوشبخت؟ و حتی شک داشتم که آرامش را می خواهم یا خوشبختی را! و هنوز دست و پا میزنند ذهن خسته ام... قلب درمانده ام... چشمان بهت زده ام... و حرف هایم که این روزها سر و ته ندارد .........

leila
leila

فیلم شاهکار زیاد دیده ام مادر ،علی حاتمی گاو ،داریوش مهرجویی پدر خوانده، فرانسیس فورد کاپولا راننده تاکسی، مارتین اسکورسیزی و ولی فیلمی که تو برایم بازی کردی چیز دیگری بود

leila
leila

در زمینی که ضمیر من و توست از نخستین دیدار، هر سخن ، هر رفتار، دانه هایی ست که می افشانیم برگ و باری ست که می رویانیم آب و خورشید و نسیمش « مهر » است . گر بدان گونه که بایست به بار آید زندگی را به دل انگیزترین چهره بیاراید آنچنان با تو در آمیزد این روح لطیف که تمنای وجودت همه او باشد و بس بی نیازت سازد ، از همه چیز و همه کس

leila
leila

دارم یخ می زنم بی تو تا فرصت هست اخه برگرد تو این سرمای تنهایی نمیشه حفظ ظاهر کرد جای خالی تو داره همه ی دنیام رو میگیره بی تو آسون ترین کار ها واسم سخت و نفس گیره

leila
leila

شاد كردن قلبی با يك عمل بهتر از هزاران سر است كه به نيايش خم شده باشد. گاندی