leila
ادمها ترك كردن را دوست دارند سرشان را با افتخار بالا میگیرند و میگویند : ترک کردم ( سیگار را ، نِت را ، خانه را ، دوستانم را ، معشوقم را ) اما هیچ کس ترک شدن را دوست ندارد ، سرِشان را پایین میاندازند و با همه ی غمِ وجودشان میگویند : ترکم کردند ( دوستانم ، خانواده ام ، عشقم) میبینــید ؟ ما همان آدمهایی هستیم که ترک میکنیم اما وقتی کسی ترکمان میکند جوری که انگار دنیا به آخر رسیده باشد بغض گلویمان را خـــــفــــه می کند
leila
شاهد بودن، راز اصلی مراقبه ! راز اصلي مراقبه اين است كه نه مخالف چيزي باشيم و نه طرفدار چيز ديگر. در مراقبه بايد كاملا بي تفاوت ،آرام و بدون هرگونه علاقه يا اكراه و انتخاب باقي ماند.(شاهد بودن) ذهن مثل يك تلويزيون است؛ خاطرات، تصاوير،افكار، خواسته ها و هزار و يك چيز ديگر بر صفحه آن مي گذرند. هميشه رفت و آمد سنگيني بر آن برقرار است. در جاده آن علايم راهنما وجود ندارد و همه در مسيرهاي مختلف حركت مي كنند. بايد بدون هرگونه ارزيابي، قضاوت و انتخاب، فقط ذهن را تماشا كرد؛ بطوريكه گويي ذهن هيچ ارتباطي با شما ندارد و شما فقط يك شاهد هستيد. اين حالت، هشياري بي انتخاب است. وقتي دست به انتخاب مي زنيم، در واقع مي گوييم: « اين فكر خوب است. پس آنرا نگاه مي داريم » يا «اين روياي زيبايي است، بايد بيشتر از آن لذت ببرم » اگر انتخاب كنيم، ديگر شاهد نخواهيم بود اگر بگوييم: « اين بد است، اخلاقي نيست، خطاست و بايد آنرا كنار بگذارم »، شروع به ستيز با افكارمان مي كنيم، در آنصورت، بازهم شاهد نخواهيم بود. حالت شاهد بودن را در دو صورت از دست مي دهيم: وقتي مخالف چيزي هستيم و يا وقتي طرفدار چيزي ديگري
leila
هوایت که به سرم میزند دیگر در هیچ هوایی نمیتوانم نفس بکشم عجب نفسگیر است هوایِ بی تویی