ツ liDa ツ
چه حرف بی ربطیست كه مرد كه گریه نمی كند! گاهی آنقدر بغض داری... كه فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه كنی.و
ツ liDa ツ
کاش ....! تا فراموشم نکرده ای ... ! آلزایمر بگیرم .....!
ツ liDa ツ
حساب سیب که به پایمان نوشته شد یا حوا را بدهید یا حداقل سیب را که یک گاز بزنیم !!ْ!
ツ liDa ツ
بـــاور کنـــیــد ...! یکــــ جایـــــی کــــــه هـــنــوز نــمـــی دانـــم ... ... در زمـــــــانی که هــــــــنوز نمـــی فهــــــمم ... کنـــــار کسـی که هـــنوز نمی شــــــــناســم ... جــــــای مـــــن خـــــــالی ســـــــت ... باور کنـــــیـــــــــد ...!
ツ liDa ツ
این آرامشِـــ.. ظـاهــ رم گمـراهتـــ.. نکنـ ــد! در درون! خـ ـانـه بر دوشــ ـم ....
ツ liDa ツ
رفتنـــت ..
نبودنــت !
نــ ـ ــآمردیــت ,
نـﮧ اذیتـم کردُ نـﮧ حتـﮯ , ثآنیـه اﮮ , برآم سوآل شد !
فقــــــط ..
یـڪ بغض خفـه ام میکنــد ..
چگونـﮧ نگآهــت کرد ,,
ڪـﮧ مرآ تنهــآ گذآشتـﮯ ؟
ツ liDa ツ
چشمانــــــ ـم را کـــــ ـه بـــاز میكنــــــ ـم " تــــ ـو نیستـــــ ـی "... ایـن بیــــ ـرحمـــــ ـانـــ ـه تـــرین اتفـــــ ـاق روز استــــــ ــ ـ ... !!!
ツ liDa ツ
كمی دروغ بگو خسته ام پينوكيو .... اين جا آدم ها دروغ های شاخدار می گويند .... و دماغِ درازِ خود را جراحی پلاستيک می كنند !!!
ツ liDa ツ
مردان هم قلب دارند فقط صدایشان، یواش تر از صدای قلب یک زن است! مرد ها هم در خلوتشان برای عشقشان گریه میکنند! شاید ندیده باشی؛ اما همیشه اشک هایشان را در آلبوم دلتنگیشان قاب میکنند! هر وقت زن بودنت را میبینم؛ سینه ام را به جلو میدهم، صدایم را کلفت تر میکنم... تا مبادا... لرزش دست هایم را ببینی ! مرد که باشی ... دوست داری ... از نگاه یک زن مرد باشی ...! نه بخاطر زور بازوها...
ツ liDa ツ
حالا فهمیدم چرا ترکم کرد و رفت من میخواستم مالک دلش باشم اما او فقط یک مستاجر میخواست !
ツ liDa ツ
ارامم همچون مزرعه ای که تمام محصولاتش را ملخ ها خورده اند دیگر نگران ضربات داس ها نیستم.....
ツ liDa ツ
چـ ـه کــوتــــ اه بـ ـود روز هــ ـای دوســ ت داشــ تــن!! الــ ــان فقط تــــ ــرس و نـــ ــفـــ ــرت باقــی مــانــده...!
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده
14 سال و 3 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 31 دقيقه قبلبرای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان…
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم…
حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان…!
برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش…
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم…
…
و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام !!!