ツ liDa ツ
وقتی تمام راه را آمدم.. وقتی تا تو هیچ نمانده بود.. چقدر دیر یادش آمدخدا... کــه مــا قــِسْــمــَــتـــِ هـــم نــبــودیـــم !
ツ liDa ツ
خـســـته ام تــنـــم کــمــی مُـــردن مـیـخواد ....
ツ liDa ツ
امشب تمام حوصله ام را در یک كلام كوچک در تو خلاصه كردم ای كاش می شد ... یک بار تنها همین یک بار تکرار می شدی ! تکرار
ツ liDa ツ
این روزهــا...!! هر جایی را که نگاه می کنم...!! پـــــــــر است...!! از وجود ِ آدم های بی وجــــود
ツ liDa ツ
من تمنا كردم كه تو با من باشى تو به من گفتى: "هرگز...هرگز..." پاسخى سخت و درشت... و مرا غصه ى اين "هرگز" كُشت...
ツ liDa ツ
لرزش دستانم با پیرمردی برابری میکن که جسمی کهن سال دارد... امشب روحم صد سال را رد کرده است...
ツ liDa ツ
دلم مى گيرد وقتى به مرگ فكر مى كنم... به آخرين لحظه اى كه تاب ديدن دارم اما تو باز هم چشمانت را از من دريغ مى كنى...
ツ liDa ツ
شکستی؛ همچون پلی که شکستی... شکستــــــــــــــ ــم...
ツ liDa ツ
در عجبم از سیب خوردنِ مان که از آن فقط ” چوبش ” باقی می ماند. مگر این همه چــــــوب که خوردیم از یک سیــــب…..شروع نشد !؟
ツ liDa ツ
جـــدايــي مــان ؛ هيــچ يکـــ از تشــريفــاتــــ آشــنايمــانــــ را نــداشتـــ فقــط تــو رفـــتــي و منــــ ســعيــــ کـــردمـــ ســـ ــنگــــ دل بــاشـــمــــ
ツ liDa ツ
آغوشت را بگشا، میخواهم با هیجان یک تانگو واژه واژه برقصانمت...
ツ liDa ツ
تو همان نقطه ي عطف زندگيم بودي كه حالا شده اي نقطه ي درد.......!
ツ liDa ツ
قرارمان همان جای همیشگی
فقط این بار
تو هم بیا...!!!