ツ liDa ツ
نگــــران مــــن نبـــاش! ایـــن روزهـــا فکـــر مــــی کنـــم تـــــرس از دســــت دادنــــت هــــزاران بــار بیشتــــر از نـــداشتنــــت "درد "داشـــت....
ツ liDa ツ
نشانی ام را نپرس که اگر نیامدی بهانه ای داشته باشی...
ツ liDa ツ
مـن می بـافـم … تـو می بـافـی … . مـن بـرای ِ تـو کـلاه ؛ تـا سـرت گـرم شـود ، تـو بـرای ِ مـن دروغ ؛ تـا دلـم گـرم شـود
ツ liDa ツ
عشق پدیده شگفت انگیزیست.... درگیرش که شدی.... یک گوسفند گربه صفت را صدا می زنی جوجو...!
ツ liDa ツ
بيزارم از اين خواب ها ، که هر شب مرا به آغوش تو می آورند ؛ و صبح با اشک ، از تو جدايم میکنند ....
ツ liDa ツ
تو دور می شوی من در همین دور می مانم ! پشیمان که شدی برنگرد ! لاشه ی یک دل که دیدن ندارد !...
ツ liDa ツ
قبل از "خدا حافظی" ، بر نگــــردید و عقب نگاه نکنید.. بد دردرسری میشه این " آخرین نــــگاه " !!!
ツ liDa ツ
تصمیم بگیریم : استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر ؛ در بازی زندگی اگر عوض نشویم , تعویض می شویم ( دکتر شریعتی)
ツ liDa ツ
نمی شود دوستت نداشت لجم هم که بگیرد از دستت نهایتش این است که دفترچه ی خاطراتم پر از فحش های عاشقانه می شود ! ...
ツ liDa ツ
تقويم ِ دل ِ من نسبتي با تقويم هاي جهان ندارد... ميان ِ برگ ريزان ِخزان، وسط ِ چله ي زمستان هم، مي بيني نوشته اند بهار! آن لحظه كه تو....خنديدي!
ツ liDa ツ
اینجا ایران است، همون جاييه كه دختر بودن تو دنياي واقعيش نقطه ضعف حساب ميشه . . . . . . . . . . و تو دنياي مجازيش نقطه قوت ... !
ツ liDa ツ
گاهی حس میکنم روی دست خدا مانده ام! خسته اش کرده ام... خودش هم نمیداند با من چه کند!!!...
ツ liDa ツ
به خود احترام می گذارم، یک چای داغ می ریزم، داخل زیباترین بشقاب خانه شیرینی می گذارم همراه یک آهنگ دلنشین به خود می گویم "بفرمائید، چایتان سرد نشود" و از تمام تنهائیم لذت می برم!!
ツ liDa ツ
این روزها احساس می کنم ..
وقتی می نویسم خدا چشمهایش را می گیرد ..
و وقتی می خوانم گوشهایش را..
صادقانه بگویم،فکر می کنم..
خدا هم از سادگی من و حرفهای تکراری ام خسته شده است...
ツ liDa ツ
لعنت به این روزها ! این روزها که اسم دارند ، شماره دارند ، تعطیلی دارند ، هفته و ماه و سال دارند , اما افسوس که روح ندارند ...