ツ liDa ツ
دل که تنگ باشد دیگر مرد و زن ندارد ! اشک می دود تا گوشه چشمانت و سُر می خورد روی گونه ها ... . . . دل که تنگ باشد تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمی کنی ...
ツ liDa ツ
خلاقیت با مقوای دستمال توالت
ツ liDa ツ
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!
ツ liDa ツ
همیشه حرف از رفتن هاست، کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند.
ツ liDa ツ
اگر باور كرده بودم " تعارف آمد نيامد دارد" اينقدر راحت تعارف نمي زدم : تعارف نكن هر وقت مرا نخواستي برو ! و تو چه بي تعارف بودي ...!!
ツ liDa ツ
خوشـــ به حـــال خـــــــــــدا كه "لحظه به لحظه " با توســت ...و "مــــــــــن" همیشـــه درباره ی "تــــو" بـــا "او" حرف می زنــــــــــم
ツ liDa ツ
در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي
ツ liDa ツ
وقتی دستام خالی باشه وقتی باشم عاشق تو غیر دل چیزی ندارم ک بدونم لایق تو دلمو از مال دنیا ب تو هدیه داده بودم با تموم بی پناهی ب تو تکیه داده بودم
ツ liDa ツ
من پراز دردم پر از دردم پر از دردم ولي تا نگاهت ميكنم انگار يادم ميرود راستي چنديست ميخواهم بكويم بي شمار دوستت دارم ولي هر بار يادم ميرود مست و سرشارم ز عظر صبح تا ميبينمت وحشت شب هاي تلخ و تار يادم ميرود شب تو را درخواب ميبينم همين را يادم است قصه را تا ميشوم بيدار يادم ميرود ... من پر از شور غزل هاي تو ام اما چرا تا به دستم ميدهي خودكار يادم ميرود
ツ liDa ツ
گفتم فراموشت می کنم گفتی نمیتونی! رفتی...بعد از یه مدت برگشتی و گفتی: دیدی گفتم نمی تونی؟! گفتم شما؟
ツ liDa ツ
گاهی تو … گاهی یاد تو … گاهی هم غم تو … آخر این “تو” کار مرا تمام می کند !
ツ liDa ツ
تنهایی همان حسی است که روح را تا اعماق نیستی لگد مال میکند،چه دردی دارد جای لگدهای این وانفسای بی عاطفه
ツ liDa ツ
معلمم گفت... ضمایر را نام ببر... گفتم... من...من...من... پرسید... فقط من...؟ ههه... نمی دانست که همه رفته اند...
ツ liDa ツ
هرکسی را میتوانستم دوست داشته باشم اگر دوست داشتن را از تو شروع نمیکردم
ツ liDa ツ
گذشته را فراموش نکن وگرنه مجبور میشوی به تکرار آن