ツ liDa ツ
فــاصــله نگیــر دلَکـَـم،
الهــــ ه
چندوقت پيش تو خيابون راه ميرفتم يه پسر بچه سواره دوچرخه بود ، گفتم بيخي بابا اين كه كاري نداره ، از كنارم رد شد لپمو كشيد ... :O بعد من وسط خيابون در جا خشك شدم دستمو گذاشتم رو لپم تا 5 دقيقه تكون نميخوردم ، بغض هم كردم البته : ))
ツ liDa ツ
قلبــم هنــوز حــوالــی تــوسـت ...
من بهت افتخار میکنم

13 سال و 5 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 7 دقيقه قبلمرسی .
13 سال و 5 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 6 دقيقه قبل