نمی دانم چرا اما دلم می خواست سرما بخورم و #تب کنم . . . قبل تر ها از سرماخوردگی خوشم نمی آمد . . . الان هم خوشم نمی آید فقط #تب کردنش را دوست دارم . . . انگار آدم را می برد توی یک #دنیای دیگر . . . انگار همه چیز از #صفر شروع می شود #بعدش . . .
خو هیچ بندی نیست که شکسته نشه و ی ِ روزی هر بندی وجود داشته باشه شکسته میشه و رهایی پشتش میاد ، البت گاهی زندونی شدن ِ روح بدم نیست ، وقتی روحتُ تو محیط کمتری متمرکز کنی بهتر میتونی پالایشش کنی ، بهتر میتونی واسه رهایی آمادش کنی ، خوب میتونی پرواز یادش بدی که به وقت ِ رهایی آثار ِ شدیدا مثبتشُ میبینی اما مسئله ای که هست این ِ تو این وضعیت نزاری روحت و ب خصوص خودت آزار ببینی و اونم تنها راهش دور کردن ِ افکارُ خاطرات ِ منفی ِ . . .
تلاش برای ِ رفتن به سمت ِ کارای ِ مثبت هر لحظه که انجام شه ارزشمند ِ ، آرزوی میکنم که هم تو این هدف و هم تو همه ی ِ اهدافت تو سال ِ جدید موفقُ سربلند باشی عمو و شادی ره توشه ی ِ راهت باشه . . .
دوبــاره بــا تــو میمــونم./.
13 سال و 5 ماه و 27 روز و 4 ساعت و 14 دقيقه قبل