ツ liDa ツ
با مامانم دعوام شده … رفتم سر گوشیش میبینم شمارم رو پاک کرده !
ツ liDa ツ
ما آدمها موجودات عجیبی هستیم،وقتی میگوییم تنهایم بگذار،یعنی بیشتر از همیشه به وجودت احتیاج دارم!!!
ツ liDa ツ
از کســي کـه دلــش گــرفتــه نپـــرسيـد : چـــرا ؟ آدمـا وقتــي نميتونــن دليـــل ِ نــاراحتــي شــون رو بگــن دلشـــون بیشتر مـــي گـيـــره ...
ツ liDa ツ
وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ...
ツ liDa ツ
حواست باشد بانو ... اگر به مردی بـیش از حدبها دهی دیگر برای داشتنت تلاش نمی کند ... نگاهش سرد می شود کلامش بی روح ، دستانش یخ زده حرف هایش بوی دل مردگی می گیرد و آغوشش بوی هوس .
ツ liDa ツ
آدمی به خودی خود نمی افتد اگر بیفتد از همان سمتی می افتد که به خدا تکیه نکرده است
ツ liDa ツ
حساب سیب که به پایمان نوشته شد یا حوا را بدهید یا حداقل سیب را که یک گاز بزنیم !!ْ!
ツ liDa ツ
حالا فهمیدم چرا ترکم کرد و رفت من میخواستم مالک دلش باشم اما او فقط یک مستاجر میخواست !
ツ liDa ツ
چـ ـه کــوتــــ اه بـ ـود روز هــ ـای دوســ ت داشــ تــن!! الــ ــان فقط تــــ ــرس و نـــ ــفـــ ــرت باقــی مــانــده...!
ツ liDa ツ
امروز یکی بهم گفت: قربونت برم... منم گفتم: بیا برو... . . . . پِی کارِت ...
ツ liDa ツ
خود را نرنجان ... آنکه بودنت را قدر ندانست، لایق حضور در فکرت هم نیست ..
ツ liDa ツ
بعلاوه خدا باشی منهای هر چیزی زندگی میکنی . . .
ツ liDa ツ
دلم برایت تنگ شده ! می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود . ولی می ترسم … ” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!
ツ liDa ツ
این روزها اشک هایم مثل تو شده اند!!!گریه میکنم اما نمی آیند!!
ツ liDa ツ
لَعنَت بـه همه صراط هاے مُستَقيمے کـﮧ عـُرضـﮧ نـَدارند مرا بـه تو برسانَند
alan in joke bood?!?
14 سال و 3 ماه و 18 روز و 3 ساعت و 12 دقيقه قبلاین جوک بود
14 سال و 3 ماه و 18 روز و 2 ساعت و 49 دقيقه قبلولی از مامانم بعید نی

14 سال و 3 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 1 دقيقه قبل