ツ liDa ツ
دلگیـر نباش ! دلت که گیر باشد ! رها نمی شوی !
ツ liDa ツ
دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت ای بهار !حسد می برم به تو عطر و گل وسرمستی تو را با هرچه طالبی به خدا می خرم ز تو بر شاخ نو جوان درختی شکوفه ای با ناز می گشود دو چشم بسته را می شست کاکلی به لب اب نقره فام ان بالهای نازک زیبای خسته را خورشید خندهکرد و زامواج خنده اش بر چهر روز روشنی دلکشی دوید موجی سبک خزید و نسیمی به گوش او رازی سرود وموج به نرمی از او رمید
ツ liDa ツ
. . و خــدايـــي کـــه در ايـــن نــزديـکـــي ســــت : لاي اين شب بوها ، پاي آن کاج بلند .. روي آگاهي آب ، روي قانون گياه .. ... سهراب سپهری ...
ツ liDa ツ
راننده تاکسی اسکناس و گرفت و پرسید: یه نفرید ...؟؟؟ مکثی کردم و بی حوصله گفتم: بله آقا ؛ خیلی وقته
ツ liDa ツ
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است .
ツ liDa ツ
بیچاره سنگ که از دست کودکی رها میشود بسوی قناری، نمی داند دل کودک را بشکند یا سر قناری!
ツ liDa ツ
سرگذشتمان چنین بود ما به دنیا آمدیم دنیا به ما نیامد…
ツ liDa ツ
تنها بودن قدرت میخواهد و این قدرت را کسی به من داد که روزی میگفت: (تنهایت نمیگذارم)
ツ liDa ツ
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را بگذار در حال خودم باشم به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم پس بگذار با تنهایی تنها باشم در خلوت خویش با غمها باشم نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم
ツ liDa ツ
دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش گره کور نزنی ، او میرود ، تو میمانی و یک گره کور
ツ liDa ツ
دلم از نبودنت پر است ، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد !
ツ liDa ツ
آرآمــتــَــر مــَــرآ از یــآد بـِبــَــر صــِدآی فـَـرآمــوشــ شـُدَنــَـمــ گــوشــَــمــ رآ کـَـر کــَـردهـ
ツ liDa ツ
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم... خسته شدم بس كه از سرما لرزیدم... بس كه این كوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس كه تنها دویدم... اشك گونه هایم را پاك كن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گریه كردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم... خسته شدم بس كه تنها ایستادم...
ツ liDa ツ
از نبش قبر سکوت چه میخواهی ؟ نگاه تو هم مثل شراب تلخ است می دانی تلخ یعنی روزگار من...
ツ liDa ツ
اصلاً برنگرد ....! به كجاي اين عالَم برمی خورد، جز بختِ خرابِ من ؟...