ツ liDa ツ
پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر؛ خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست ...! «حسین پناهی»
ツ liDa ツ
میگویند: حرف مرد یکی ست! تو مرد بودی و حرفهایت یکی نبود... من زن بودم و هنوز حرفهایم یکی ست!!!
ツ liDa ツ
میخواهم عاشقی را از تو یاد بگیرم که چنین بی وقفه در هر زمان و مکانی یادت نمیرود باید عاشقی کنی کاش من اینگونه عاشق بودم ..... ای کاش ...
ツ liDa ツ
بعضـی وقتـا آدمـا یـه كـاری میكنـن كـه دیگـه نمیتـونـی دوسشـون داشتـه بـاشی! ولــی... عجیـب دلــت واسـه دوسـت داشتنشــون تـنـگ میشــه..
ツ liDa ツ
قصــــه ي خـــوابيدن وجـــدان ها روي خـــوابيدن اصحـــاب كهـــف را سفيـــد كرده است خدايــــا آيــــه اي هم براي ايـــن نــــازل كــــــن
ツ liDa ツ
رد پای کسی که آرامشم را بهم زده بود را دنبال کردم به خودم رسیدم
ツ liDa ツ
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم نه برای اينکه آنهايی که رفتند را باز گردانم برای اينکه نگذارم اصلا بيايند...
ツ liDa ツ
کلافه شدن یعنی: دلتنگ کسی باشی که نیست حوصله کسی را نداشته باشی که هست...
ツ liDa ツ
آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد … فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد … پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟… روی دیوار روی سایه ایـــــ که به جا مانده از تو چشــــم می کشم و دهانی که بخندد به این همه تنهایی و انتـــظار ... این خانه بعد از تو فقـــــط دیوار استـــــ و تکه ذغالی که خطــــ می کشد نیامدنتـــــــــ را ...
ツ liDa ツ
بیراهه ای بیش نیست ... دوری از یاد خدا ... به راه خواهم افتاد همچون کودکی که در یک سالگی به راه افتاده است .
ツ liDa ツ
... این سه نقطه را برای تو گذاشته ام ! همیشه اینها نشانه سانسور نیست هزار حرف و تصویر و خاطره در آن خوابیده ! مثل من که وقتی نگاهت کنم ، سه نقطه بیشتر نمی بینم ! تو ، من و خدا
ツ liDa ツ
سکوتـــ میکنمـ ــ به احتـ ـرامـ ــ آنـ ـ همه حرفــ ــ هایی که در دلــ ــم مُـــرد
ツ liDa ツ
به چه مي خندي تو؟ به مفهوم غم انگيز جدايي؟ به چه چيز؟ به شکست دل من يا به پيروزي خويش؟ به چه مي خندي تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ يا به افسونگري چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه مي خندي تو؟ به دل ساده من مي خندي که دگر تا به ابد نيز به فکر خود نيست؟ خنده دار است، بخند
ツ liDa ツ
سیگارم را از پنجره می تکانم ... ... ... دنیای شما زیر سیگاری من است
ツ liDa ツ
این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست