ツ liDa ツ
داشتن ات.... مثــلِ نم نمِ باران ، جاده ی شمال ، مثلِ خوابِ بعـــدازظهر ... مثلِ آهنگ های قدیم کریستی برگ ... مثلِ دیالوگ های فیلمِ شب یلدا ... مثلِ آن آغوشی که عاشق ات است ، جدا نمی شود ، تنهات نمی گذارد... و مثلِ برگشتن آدمی که سالها منتظرش بودی... آی می چسبــد... آی می چسبد....
ツ liDa ツ
الان که دلم بدجور گرفته، ای کاش میبودی!
ツ liDa ツ
چـــرا میـــــری تنـــــهام میـــذاری!
ツ liDa ツ
دلم را "ف ی ل ت ر" کرده اند ! باز نمی شود لعنتی ...
ツ liDa ツ
زیاده خواه نیستم! جاده ی شمال … یک کلبه ی جنگلی … یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی … کمی هیزم … کمی آتش … مهِ جنگل … کمی تاریکیِ محض … کمی مستی … کمی مهتاب … برای حال بیشتر … چند نخِ سیگار و بوی یار … و بوی یار … و بوی یار …
ツ liDa ツ
یه جوری دلم تنگ میشه برات محاله بتونی تصور کنی... گمونم نمیتونی حتی خودت جای خالیت تو دلم پر کنی...
ツ liDa ツ
ایـنـکـه در آن، جــــا خـــــوش کـرده ای، دل اسـت، نــه شــهــر بــازی! بـــاور کــن تـــابِ بـــــازی نـدارد...
ツ liDa ツ
وقتی تلفن زنگ می زند یعنی از یاد نرفته ای حتی اگر به اشتباه شماره ات را گرفته باشند، ببین دوست من! در این دنیا ،خیلی از آدم ها هستند که، شماره شان حتی به اشتباه گرفته نمی شود...
ツ liDa ツ
خریت به تمام معنا اونجاییه که بعضی ها رو ؛ خیلی راحت میبخشی ! چون دوست داری ، بازم تو زندگیت باشن ..