ツ liDa ツ
گاهی دلم از هرچه آدم است میگیرد گاهی دلم دو کلمه حرف مهربانانه میخواهد نه به شکل "دوستت دارم" و یا نه به شکل "بی تو می میرم" ساده شاید مثل: دلتنگ نباش... فردا روز دیگریست
ツ liDa ツ
ای کاش بودی و می دیدی که چگونه بیقرار توام بیقرار تویی که لحظه ای ازعمرت را به سالها خواستنم ندادی بی قرار توام که واژه ی انتظار را برایم همیشگی کردی ! و خسته ام از همیشه ای که همیشه تو را در آن نخواهم داشت
ツ liDa ツ
امشبــــــ از آن شــ ــب هایی استـــ کــهـــ دلـــــــ ... هوایـــــ آغوشـــ ـــت را کردهـــــ ..! افسوســـ ، که جــ ــز پاهایــــ بغــ ــل کرده امــــ مهمانــ ـــی ندارمــــــ ...!!
ツ liDa ツ
یکــی از بــدتــرین ظلـــم هـــایــی کـــه "عطــــرها" و "آهنگهــــا" بـــه مــــا میکنـــن اینـــه کــه بــــدون اجــــازه هـُــــلــــــمون میــدن وســـط خـــاطـــرات!
ツ liDa ツ
ایـــن روز هـــا دلگرمـــی مــــی خـــوام وگـــر نـــه چیــزی که زیـــاده ، ســرگرمی ...
ツ liDa ツ
تلخ منم همچون چای سرد که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی!!!
ツ liDa ツ
گوشهایم را می گیرم...
و چشم هایم را می بندم...
و زبانم را گاز می گیرم..
ولی...
حریف افکارم نمی شوم...
چقدردردناک است...
فهمیدن ...!
ツ liDa ツ
او مرا از چشمش انداخت و من بلندش کردم تا اوج من روشنش کردم اما او خاموشي ام را جشن گرفت
ツ liDa ツ
خسته می شوم ازاین نوشتن......... میان تمام نوشته هایم کسی هست که تو را از من می گیرد کسی که لایقِ تو نیست و هر بار نمی بینی انگار که مرا از دست داده ای.......
ツ liDa ツ
غیــ ـ ـرت دارم روی خاطراتمان برای هر کســـــی تعریفشان نمی کنم تو فقط مــــــــرد باش ... و . . . انکارشان نکن ...
ツ liDa ツ
یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات میشــه یه جمله که میكوبن تو صورتــــت....... " حوصله ندارم ".......!
ツ liDa ツ
حال و احوال این روزهایم قاصدکی را می ماند که دلش حتی نه به باد و نه حتی به نسیم که به یک فوت خوش است بگذارید برود ...
ツ liDa ツ
این روزها باران هم نیاید من دلگیر می شوم اصلا مهم نیست که باران بر کوچه ببارد یا بر بسترم ! باران هم که نباشد چشمان من خیس است
ツ liDa ツ
گاهی زندگی میاد می ایسته رو ب روت خیره میشه تو چشات و میگه : قبول کن ک کم اوردی تو شکسته هاتو میتکونی و با تمام قدرت نداشته ت بخاطر اونایی ک باید بخاطرشون باشی رو زانو های لرزونت می ایستی اما اون با تمام زور میاد و دستاشو میزاره رو شونه هات و میزنتت زمین ...