ツ liDa ツ
یادَم باشد بگویـَمَـت دیگر از این لبخنـدهآ آن هم ناگهـــانی، نثـآر ِ چشمهای ِ بیقــرارَم نکنی؛ دلــَم طاقت این همـِ عاشقی ِ یک جآ را ندارد !!!
ツ liDa ツ
هميشه درد از ديگران است ...
گاهي از نبودنــشان ،
گاه از بودنــشان...
ツ liDa ツ
باران که مي بارد همه چيز تازه مي شود حتي داغ نبودنِ تو . . .
ツ liDa ツ
این روزها شیر هم رازی است با دمش بازی کنند ولی با دلش نه...!
ツ liDa ツ
گـفـت : بـگـو ضـمـايـر را گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن گـفـت:فــقـط مــن ؟ گـفـتـم : بـقـيـه رفـتـه انـــد . .
ツ liDa ツ
همیشه یک مشکل بزرگ تر از خودت وجود دارد؛"دیگـران"
ツ liDa ツ
پــــی کــلام نگرد آنـــچه میخــــــواســتـــی نگـــــاهـت گفــــت .....
ツ liDa ツ
لای پنجره
باز مانده بود.
ناگهان
از میان ِ دست های من
پر کشید و رفت
زندگی!
ツ liDa ツ
مشترك مورد نظر خط را فروخته است تو را هم ! گوشی را بگذار و برو
ツ liDa ツ
مــثــل آیـ ـیـ ـنـ ـه شــــده ام... دلـ ـم روشــن اســتـــ ... و پــشـ ــتــوانــه ام ســیـ ـاه ...
ツ liDa ツ
روی دیــــوار... نقاشـی کردن آسـان است می شود... نردبانی کشــید ، بالا رفــت و در انتها ی خیــــال آســـوده نشست...
ツ liDa ツ
دوست داشتنت از كجا شروع شد كه حالا بايد تمامش كنم؟
ツ liDa ツ
مادرم رفت نان بیاورد پدرم رفت کوک کند ساز دهنی اش را سر راه خوابیدیم تا گم مان نکنند!
ツ liDa ツ
خانه بــاشـد طلبت ...!
شـــانه ی دوست کجــاست !؟