ツ liDa ツ
گاهی تو … گاهی یاد تو … گاهی هم غم تو … آخر این “تو” کار مرا تمام می کند !
ツ liDa ツ
تنهایی همان حسی است که روح را تا اعماق نیستی لگد مال میکند،چه دردی دارد جای لگدهای این وانفسای بی عاطفه
ツ liDa ツ
معلمم گفت... ضمایر را نام ببر... گفتم... من...من...من... پرسید... فقط من...؟ ههه... نمی دانست که همه رفته اند...
ツ liDa ツ
هرکسی را میتوانستم دوست داشته باشم اگر دوست داشتن را از تو شروع نمیکردم
ツ liDa ツ
گذشته را فراموش نکن وگرنه مجبور میشوی به تکرار آن
ツ liDa ツ
همهء هستی من ایهء تاریکی است که تو را در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها ورستن های ابدی خواهد برد من در این ایه تو را اه کشیدم اه من در ایه تو را به درخت واب و اتش پیوند زدم
ツ liDa ツ
دلتنگی عین یه جای شکستگی روی عینک آدمه... هر جا نگاه می کنی می بینیش.
ツ liDa ツ
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست آنقدر بی ارزشی که خیلیها اندازه تو هستند . . .
ツ liDa ツ
از دنیا یه نخ ماهیگیری میسازم ! به نشونه ی زندگیم یه گره می زنم وسطش ... این سرشو بستم به مرگ ، اون سرشو بگیر بکش !
ツ liDa ツ
این مکان مجهز به دوربین مدار بسته می باشد... خطاب به خود خودم: وقتی جایی این نوشته را میبینیم همه جوره حواسمون را جمع میکنیم که کار خلافی ازمون سر نزنه... اون وقت یه سوال: چقدر حواسمون به دوربینای خدا هست که همه جا به طور محسوس و نامحسوس در حال تماشای ماست؟!!!
ツ liDa ツ
این بهانه ی خوبی برای جدایی نیست دنیا از آنچه می پنداری کوچکتر است فردا می آید ودر حسرت با هم بودنهای دیروز... اما افسوس...میدانی؟دنیا فقط به جلو میرود... خدا نگهدار فقط ای کاش می توانستی خاطراتت را هم ببری من چگونه صدایت را درون خاطراتت پیدا کنم...
ツ liDa ツ
عزیز ِ من . . .دوتا پا داری .... دو هزارتای دیگر هم که قرض بگیری .... این زمین لعنتی بـــــــــــدجوری گرد است ... ما به هم میرسیم باز هم .... بچرخ تا بچرخیم . . . . .!
ツ liDa ツ
قلبم را درمجری کهنه ای قایم میکنم در اتاقی که هیچ دریچه ایش نیست از مهتابی به روی کوچه تاریک خم میشوم و به جای همه نومیدان گریه میکنم.... آه من حرام شدم....
ツ liDa ツ
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب می تواند نفس بکشد؟؟؟ مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم؟؟؟ بگو معنی تمرین چیست؟؟؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم؟؟؟ بریدن از خودم را؟؟؟
ツ liDa ツ
وقتی کلید را در جیب هایم پیدا نمی کنم نگرانِ هیچ چیز نیستم وقتی پلیس دست بر سینه ام می گذارد یا وقتی که پشت میله ها نشسته ام نگرانِ هیچ چیز نیستم مثل رودخانه ای خشک که از سد عبور می کند و هیچکس نمی داند که می رود یا باز میگردد!!!