ツ liDa ツ
با همه بوده است ، عجب هرزه ایست ... این تنهایی!!!!
ツ liDa ツ
مثل شقایق زندگی کن ، کوتاه اما زیبا مثل پرستو کوچ کن ، فصلی اما هدفمند مثل پروانه بمیر ، دردناک اما عاشق
ツ liDa ツ
یادش بخیر یه روزی آدما به جای شماره به هم دل می دادن
ツ liDa ツ
چه بی تفــــــــاوت زندگــــــــی می کنند آدمــــ هــــــــا ... بی آنــــــــکه بداننـــــــد در گوشـــــــه ای از دنیــــــــــا تمــــــــامــــ دنیـــــــــای کســـــــــی شـده انــــــــد ...!
ツ liDa ツ
دنــــــــــیای دســــــــــت ها از هــــــــــر دنیــــــــــایی بی وفاتــــــــــر استــــــــ امـــــروز دســــــــــت هایتـــــ را میگیرنــــــــــد قصــــــــــه عـــــادتـــــ که شــــــــــدی همــــــــــان دســــــــــت ها را برایتــــــــ تکــــــــــان میدهنـــــد!!
ツ liDa ツ
محبت مثل مشروب خوردن میمونه وقتی كم میدی طرف میخوره ... حالشو میبره ... ! وقتی زیاد از حد میشه ... طرف بالا میاره ...
ツ liDa ツ
وقتـــی می آیی
به حـــوالی ِ انتــــظارم
بی اعتـــنایی ام را نبیـن
در دلـــم
کوهی قـــند آب مــــیشود
از دیدن ِ رویــت ....
ツ liDa ツ
آدم ها می آیند زندگی می کنند می میرند و می روند. . اما فاجعه زندگی تو آن هنگام آغاز می شود که آدمی می رود اما نمی میرد! می ماند و نبودنش در بودن تو چنان ته نشین می شود که تو می میری در حالی که زنده ای... . . .
ツ liDa ツ
جالب است که انسانها دو چشم دارند ولی با یک چشم به دیگران می نگرند
و جالب تر اینکه انسانها یک چهره دارند اما دورویی می کنند
ツ liDa ツ
چقدر کارم شبیه ِ دنیا شده، بی معنی. عاشقانه می نویسم، برای ِ معشوقی که نمی دانم کیست !
ツ liDa ツ
کاش میدانستی آن که برای بدست آوردن تو
حاضر است تنش را به تو بسپارد
فاحشه
نیست
و آن که برای به دنبال کشیدن تو
تنش را از تو می دزدد
باکره
نیست...
ツ liDa ツ
ترکید
از بس که زیادی بادش کردم!
و بعد گریه ام گرفت
راستی
می شکنه یا می ترکه؟!
بغض رو می گم !
ツ liDa ツ
و سطـر ســــطــر شعرهاﮯ منــــــ گام هاﮯ بلند مردﮯ ستـــــ ڪ واژه هاﮯ غرورم را لگد كرده استــــــ خواننده ﮯ عزیزبا احتیاط ڪ ـتاب مرا ورق بزنـــــــ تمامــــــــ عاشقــــــانه هــــآیم درد مــــــیکند
ツ liDa ツ
هنوز منتظرم ...
وسط یک شب بارانی که از شدت تب عرق کرده ام
بیدارم کنی و بگویی
چیزی نیست خواب می دیدی ....
ツ liDa ツ
من و واژه هایم در انتظار یک نگاه به صف ایستاده ایم داستانی می نویسم که اسمش "زندگی" است!