ツ liDa ツ
دیـــــگر بتــــو فکـــر نـــمیـــکنـــم .... گنـــاه اســـت ... چـــــشم داشــــتن به مــــالِ غــــریبــــه هــــا...!!!
ツ liDa ツ
زندگی ، تمامش خطای دید است ! من تو را می بینم و تو ، مرا نمی بینی ... !
ツ liDa ツ
مرگت درست از لحظه یی آغاز می شود کهدر برابر آن چه مهم است ،سکوت می کنی . . .
ツ liDa ツ
خدایا .... تو دنــیای ما آدمــا ... یه حالتی هست به نام " کــم آوردن " ! ... تو که خــدایی و نمیتونی تجربش کنی .... خــوش به حــالت ... !!!
ツ liDa ツ
درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند، نه هم قد تصورات تو . . .!
ツ liDa ツ
وقتی پاهایت یاری نکنند بن بست همان جاییست که ایستاده ای …!!
ツ liDa ツ
گـاهــی فـقــط بـایـد لـبـخند بـزنـی و رد شــی بذار فـکــر کـنــن نفهمیدی !!!
ツ liDa ツ
دو بیگانه ی همدرد از دو خویشِ بیدرد به هم نزدیک ترند . . .!
ツ liDa ツ
ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت! گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد! هنگـــامـــي گـــرگ را می شنـــاسیـــم كـــه دریـــده شـــده ایــــم . .
ツ liDa ツ
حرفی نیست فقط می نویسم رفت آن احساسی که تو را دوست می داشت ... !
ツ liDa ツ
هوایت را کرده و کمی تو را می خواهد! دل است دیگر، یادش رفته که رفته ای....
ツ liDa ツ
هــر آدمـی کــه مـــیـرود ،
یــک روز ..
یــک جـایـی ..
بــه یـک هــوایــی ..
بـــرمیـــگـردد !
همــیشه یـک چـــیـزی ، بـــرای ِ جــامــانــدن هــست !
حتّــی ؛
.
.
یــک خـــاطـــره !!!
ツ liDa ツ
انسان ، حر[!]ت زده می شود خوانده می شود ترانه می شود ، به یاد می ماند … گاهی ناله ایست تنها خاک خوب می فهمدش ….