ツ liDa ツ
می فهمم چگونه. ولی نمی فهمم چرا...
ツ liDa ツ
اگر نمیتوانیم مانند انسان ها زندگی کنیم، لااقل سعی کنیم مانند حیوانات زندگی نکنیم..
ツ liDa ツ
بـازی ،
درسـت وقتـی تـمـام مـی شـود
کـه،
خـودت را
مـی بـازی!
ツ liDa ツ
این روزها کســــــ...ـــی از ثابتش استفاده نمیکند ..! همه اعتباری می خواهند و قابل تعویضـــــــ! همراه را عرض میکنمـــــــ ...
ツ liDa ツ
بیا قرار بگذاریم که . . . هیچ وقت با هم قرار ی نداشته باشیم ! بگذار همیشه اتفاق بیافتد ! این طور بهتر است من هر لحظه منتظر اتفاقم ! منتظر ِ یک اتفاق که " تــــو " را به " مـن " برساند.
ツ liDa ツ
من عاشقانه دوستش دارم...... و او عاقلانه طردم مي كند ... منطق او حتي از حماقت من هم احمقانه تر است ....
ツ liDa ツ
من درد مي کشم تـو اما چشم هايت را ببنـد ! سخت است بـدانــم مي بيني ، و بي خيــــــــــالي ...
ツ liDa ツ
بازیگوش بودم اینکه تمام عمر مشق نام تو میکنم تنبیه خداست!!
ツ liDa ツ
زن که باشی ، عاقبت یک جایی ، یک وقتی به قول شازده کوچولو دلت اهلیهِ یک نفر می شود !... و دلت ، برای نوازش هایش تنگ می شود ؛ حتی برای نوازش نکردنش ! تو می مانی و دلتنگی ها ، تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تند تر می تپد . سراسیمه می شوی ، بی دست و پا می شوی ، دلتنگ می شوی ، دلواپس می شوی ، دلبسته می شوی ؛ و می فهمی ، نمی شود "زن" بود و عاشق نبود ...
ツ liDa ツ
دســـ ــتت را بــ ـگيرند و با قول يكـــ عروســ ـك خيابانــ , خيابانـــ ... خيابانــ و آخر... خـ ــيابان آخري... بفهـ ـمي تو عروسـ ـكي بودي كه دسـ ــتت را گــرفتــه بودند ...
ツ liDa ツ
بعضی آدمهــــــا یهـو میــان ؛
یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن ،
یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت ...
یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات !
یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت ...
بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن . . . !
یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات ...
یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . . !
یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت ... !!!
ツ liDa ツ
پیراهن نگاه مرا مکش از پشت که بر می گردم و بی خیال عزیزهای مصری و یعقوب های چشم به راه چنان به خود می فشارمت که هفتاد و هفت سال تمام باران ببارد و گندم درو کنیم..!
ツ liDa ツ
می گفت : مردانگی جنسیت سرش نمیشود ... معرفت که نداشته باشی نامردی ...