ツ liDa ツ
دیوار سلولات بودهام شاید که هر یک از روزهای زندانی بر بند بند من خطی کشیده است تو بیگمان یکروز آزاد میشوی اما خطهای روزشماری تا ابد بر این دیوار خواهد ماند دلم خشت به خشت شکسته است و از تو چه پنهان دیگر فرو ریختهام
ツ liDa ツ
گل به گل، سنگ به سنگ این دشت یادگاران تواند رفته ای اینک و هر سبزه و دشت در تمام در و دشت سوگواران تو اند در دلم ارزوی آمدنت میمیرد رفته ای اینک، اما آیا باز برمیگردی چه تمنای محال خنده ام میگیرد "مصدق"
ツ liDa ツ
من از تنها بودن زیاد راضی نیستم ... ولی خوشحالم كه با خیلی ها نیستم .......
ツ liDa ツ
خـــُدایا... به فیل مــــآ آلزآیمـــر عطآ بفرمـــآ تا دیگر یـــآد هندوستـــآن نکند ...
ツ liDa ツ
دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی او را از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی.
ツ liDa ツ
راننده تاکسی اسکناس و گرفت و پرسید: یه نفرید ...؟؟؟ مکثی کردم و بی حوصله گفتم: بله آقا ؛ خیلی وقته
ツ liDa ツ
لیاقت می خواهد واژه " ما " شدن لیاقت می خواهد "شریک غم " شدن تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروزت من خوشم به خلوت تنهایی ام تو بخند به امروز...من میخندم به فردا هایت