ツ liDa ツ
آهـــای مَــــردُم....!!! عــــآشِــقــــش نشویـــــد.... من به اندازه همه تان عـــآشــــقی کردم برایـــش....!!!!
ツ liDa ツ
مدتیــست دلم شکسـته از همان جای قبلـی! کاش میشد آخر اسمــت نقطه.گذاشت تا دیگر شــروع نشوی! کاش میشـــد فریاد بزنم : پایـان دلم خیـــــلی گرفته اســت اینجا نمیتــــوان به کسی نزدیــک شـــد آدمهــا از دور دوست داشتـــنی ترنــد!
ツ liDa ツ
دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان... برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم... حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...! برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش... خنده هایی که دارم فراموششان می کنم... ... و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام !!! این است قصه من!
ツ liDa ツ
در آغوشت که جا میگیرم... عمیق تر گناه میکنم...!!! من این جهنم را که هوای بهشتی دارد ... با هزاران بهشت خدا که بی تو هوای جهنم دارد... عــــوض نــمــیـــکـــنــــم
ツ liDa ツ
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست. . . چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد ... و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق کند. . . تنهایی تو کامل میشود. . .
ツ liDa ツ
من باشم و خودم.... همين برايم كافيست....
ツ liDa ツ
اعصابم این روزها عین بیسکویت شده از اون بیسکویت ها یی که یک هفته می مونه ته کیفت که یادت میره بخوریش همون ته له میشه خورد میشه پوووووودر می شه !
ツ liDa ツ
همهء آدمها ، درد دارند ... حتما" که نباید جای زخم هایشان را به شما نشان دهند ، تا باورتان بشود ...
ツ liDa ツ
هنـــوز هم تداعـــی آخرین بوسه ات ، گــرم که هیچ ؛ داغم می کنــد...!
ツ liDa ツ
این روزها جای خالی ات را نه کتاب پر می کند ،نه حتی یادت! من دلم بغل می خواهد...!
ツ liDa ツ
زبانَتــ كه رَعـد بزند، چشمـــ انَتــ كه بـَرق بزند، بـ ارانـ ي شدنــَ م حتمـ ي استــ !. .
ツ liDa ツ
آرام بخوان ، چون آرام نوشته ام : ( جای هیچ کس را ، هیچ کس دیگری نمی تواند پر کند ) !!!
ツ liDa ツ
بـعضے وقتا شُماره یکـے تو گوشیت هست کــﮧ نمیتونے بهش زنگـ بزنے دلت ـَمـ نمیـآد پاک ـش کنــے هروقتمـ چشمت بـﮧ اِسم ـش میفتــﮧ دل ـت یـﮧ جورے میشـﮧ خیلــے دردناکـِ اون لحظـﮧ میفهمے ؟ دردناکــِ ...