ツ liDa ツ
بعضی وقت ها .. چنان کیشت میکنند ... که سالهای سال مـــــــــــــات می مانی....!
ツ liDa ツ
من خيلي سخت دوستش دارم و او خيلي راحت نمي فهمد...!
ツ liDa ツ
گاهي وقتي ميگم نميدونم يعني بيشتر از هر زمان ديگه ايي ميدونم!!!!
ツ liDa ツ
گاهی وقتا دلم میخواد مثل جـــودی ابـــوت باشم! پر انرژی ... با خنده هایی که از ته دلــــاً ... گریه هایی که با دلیلـــاً ... با اون شخصیتی که جلوی هیشکی نمیشکنه ... و یه بابا لنگ دراز که واسش بنویسم....!
ツ liDa ツ
بیـــا بــاز فریبــــ بخوریـــم ! تــــو فریبــ نگــاه مـــرا و مـــن فریبـــ حرفـــ*های تـــو را مــــگر زنـدگـــ ـــی چـــه مــی*خـــواهـد بـــه مـا بـدهــد کــه تـــــــو از مــن چشــم بـــرداری و مــن نـگویـــم دوستتـــــ دارم ...
ツ liDa ツ
گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ... به آدماے گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ... خدایا شکــــرت ...
ツ liDa ツ
بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است…! ادعایشان آدمیت، کلامشان انسانیت، رفتارشان صمیمیت… ! حال ، من دنبال یکی میگردم که نه آدم باشد، نه انسان، نه دوست و رفیق صمیمی! تنها صاف باشد و صادق… پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن.. ! هیچ نگوید… فقط همان باشد که سایه اش میگوید ….!