براتون پیش اومده وقتی پای تلفن باید خداحافظی کنید اما هنوز دلتون میخواد صداشو بشنوید یهو میگید راستی؟! میگه : جانم...؟! آروم میگی : دوســـتـــت دارم....... آخ .... که این چند ثانیه آخر چقدر می چســـــبـــه......!
تو می گویی من زنم... و #فاصله بسیار است از #آزادی تو و من... نه... اشتباه نکن ای #مرد... من #جهان را می سازم...!!! #زن و مرد بودن درد تو نیست... تو می خواهی مرا برده بنامی... من آزادم... چون آزادی یک کبوتر... من #پرواز می کنم... #آزادیم را ببین...!!!
هنــــدســـه ﮮ زنــــــدگے ام را تغییــــــــر مے دهـی پـــــا برهنـــــه به جهــــان کــــوچــــکم وارد میشــــــــوﮮ در را میبنـــــــدﮮ و من اعتـــــراض نمے کنــــــم...!!!
می گذرم از خاله زنکیٍ حرفها... از پیــــچ تند کوچه ی شماتتــــــ، از بلندی دیوار حاشـــــــا شکایت نمی کنم، و به تلخـــــــــی "ای کاش ها" کاری ندارم، کارهای مهمتری هم هست، مثل کندن یک دل سنگین از خاکی سرد و غریب، و گره زدنش به روشنی فرداها.....!!
گاهی دلت میخواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثله: چیزی شده؟؟؟! اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی: نه هیچی...!