امروز روز دیگریست... یه روز از همان روزهای بی تو... در به در این کوچه و آن کوچه... می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری! ولی در کوچه هایی که پی تو می گردم همه بن بست است... دلم آشوب و ضربان قلبم ناآرام! بگو کدامین کوچه انتهایش دیدار توست؟!
گاهی دلت میخواد همه بغضات از تو نگاهت خونده بشه که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثله: چیزی شده؟؟؟! اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی: نه هیچی...!