دلمــان خـوش اســت که می نویســیم!!! و دیگــران می خـواننــد... و عــده ای می گـوینــد:آه چه زیبا!!! و بعضــی اشـک می ریــزند! و بعضــی مـی خنــدنـد! دلمــان خـوش اســت!!! به لــذت هــای کــوتـاه... به دروغ هــایی که از راســت بودن قشنگ ترند... به اینکــه کســی برایمــان دل بســوزاند! یـا کســی عاشقمــان شــود! با شــاخه گلی دل می بنــدیـم!!! و با جملــه ای دل می کــنیم!!! دلمــان خـوش می شــود... به بـرآوردن خـواهشــی و چشــیدن لـذتـی!!! و وقــتی چیـــزی مـطابـق مــیل مــا نبــود!؟؟ چقـــدر راحـت لگـــد می زنیـــم!!! و چــه ســــاده می شـکــنیم همــــه چیـــز را!!!
راه رفتنت، حرف زدنت، نگاهت، سلـامت، خنده هایت... خیــلی غیــر منتــظره آمــدی!!! و بــدون ایــنکه از پیــش تعیــین شده باشــد... رفتـــی!!! تو حادثــه ای بودی کــه هیچــگاه خبــرم نکــردی... آن طوریها هم که تو فکر میکنی نیست... شاید عاشقت بودم، روزی!!! ولی ببین بی تو، هم زنده ام، هم، زندگی میکنم... فقط گاهی در این میان، یادت... زهر میکند به کامم زندگی را... هـ ـمـ ـیـ ـن!!!
قول داده ام... گاهـــــــی هر از گاهـــــی فانـــــوس یادت را میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچلـــــــه، روشن کنم... خیالت راحــــــت! من همان منـــــم؛ هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطـــــره میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم اما به هیچ ستارهی دیگری سلام نخواهــــــم کرد!!!
خدا جون میشه تو امشب منو تو بغل بگیری... بگی آروم توی گوشم دیگه وقتشه بمیری... خدا جون میگن تو خوبی، مثل مادرا می مونی... اگه راست میگن ببینم عشق من کجاست میدونی... خدا جون میشه یه کاری بکنی به خاطر من... من می خوام که زود بمیرم آخه سخته زنده موندن... من که تقصیری نداشتم پس چرا گذاشته رفته... خدا جون تو تنها هستی میدونی تنهایی سخته... زنده بودن یا مردن من واسه اون فرقی نداره... اون می خواد که من نباشم، باشه، اشکالی نداره... خدا جون می خوام بمیرم تا بشم همیشه راحت... ولی عمر اون زیاد شه حتی واسه یه ساعت...