من غــــــرورم را به راحتــــــی به دست نیــــــاوردم کــــــه هر وقت دلـــت خواست خـــــردش کنی…! غـــــــرور من اگر بشکـنـــــــد… با تـــکـــــه هـــایـــــش شاهـــــــرگ زنــــدگـــــی تـــــو را نیز خواهـــــد زد
وقتي يه دختر يه کم به خودش ميرسه : اوه! اوه ! ننه بابا داشت جمش مي کردن!! اينا همش واسه جلب توجه ديگه!!! اينا دنيا و آخرت ندارن که!!! وقتي يه پسر تيپ ميزنه: چه پسر خوش پوشيه… هزار ماشاا… چه تيپي داره
مصیبت پسر بودن.... ادامش> ۴-پسر بودن یعنی كادو خریدن برا … ۵-پسر بودن یعنی جدیدا زیر ابرو برداشتن و پنكك زدن ۶-پسر بودن یعنی تا كی مفت خوری می كنی ۷-پسر بودن یعنی پس كی دفتر چه آماده به خدمت میگیری ۸-پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن ۹-پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خواستگاری ۱۰-پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن ۱۱-پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد ۱۲-پسربودن یعنی چرا كار نمیكنی جون بكن دیگه
مصیبت پسر بودن.... 1-پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر ۲-پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن ۳-پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی كه تحویلشون نمی گیرن
آســـمان بارانيست همگـــي مــي گــــذرنـــد چتر دارند به دســــت تا نبارد بـــاران بـــر ســــر و صــــورتشان اما ..... مــــن تنها و رها زيــــر ايـــــن سقف سياه گام بــــر مـــي دارم بــي چتــــر و به تــــــو مي انــــــديشــــم چترهارا باید بست زیرباران باید رفت
تو حرفت را بزن …چه کار داری که باران نمی بارد اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی دهند دست خودشان نیست به شرط چاقو به دنیا آمده اند و تا پیراهنت را سیاه نبینند… باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی