صدای قلب تو را پشت آن حصار بلند همیشه می شنوم همیشه سوی تو می آیم همیشه در راهم همیشه می خواهم همیشه با تو ام, ای جان! همیشه با من باش! همیشه! اما هرگز مباش چشم به راه! همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ همیشه خون کسی ریخته است به درگاه!
دل من دیر زمانی است که می پندارد: ((دوستی)) نیز گلی است;مثل نیلوفر و ناز, ساقه ی ترد ظریفی دارد. بی گمان سنگ دل است آنکه روا میدارد. جان این ساقه ی نازک را -دانسته- بیازارد! ... زندگی, گرمی دل های به هم پیوسته است تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است... ...دوست می باید داشت...