لولی
شاعر می فرماید که : (شاعر در اینجا خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی غمگین بود سکوت کرد )
لولی
یه چیز هایی رو هم نباید گفت ! آرام بگیر مغز عصیانگر من ! (همیشه دوست داشتم از کلمه "عصیانگر "استفاده کنم بالاخره توفیق شد )
لولی
حداقل اینه که امشب خیلیا می فهمن یه چیزی گردالی به اسم ماه تو آسمون هست
لولی
باید زد تو دهن اینایی که عکس یه بچه سرطانی می زارن بعد یه جمله سوزناک کنارش می نویسن محض لایک گرفتن باید با آرنج رفت تو صورتشون
لولی
یه روز خوب روزیه که شبش دندون درد داشته باشی و با همون دندن درد خوابت ببره و صبح که پاشدی خبری از دندون درد نباشه
لولی
اگر منظورت از جوانی خریته من ترجیح می دم جوونی نکنم من دوس دارم پیری خوبی هم داشته باشم
لولی
از سخت ترین کارهای دنیا پوشیدن جوراب چرا که اول باید بگردی دنبالش
لولی
یه زمانی هم بودصدای هلیکوپتر میومد میپریدیم تو حیاط کلی تو آسمون دنبالش می گشتیم بعد که پیداش می کردیم باهاش بای بای می کردیم اونم محل سگ بهمون نمی داد و می رفت ! پ.ن:تفریحات سالم
لولی
به نظر می رسد نظر به اینکه در نظر بازی ما بی خبران حیرانند باید منتظر باشیم تا لود شوند باشد که نیازی به رستارت نباشد ! پ.ن : خدایا نظری که سوی دیده برفت و تاب نظاره نیست این بی خبران بی نظر را