کسری
اخر نگفتی عاشقی یعنی چه ....این که من رو وارد دنیای با شکوهت کنی و از دور من رو نگاه کنی ..هر چه صدایت کردم جز سکوت محض جوابی ندادی هر چه ناله کردم تنها صدای خودم بود که می شنیدم از تو یاری خواستم فقط خودم را تنها دیدم ..بس است این همه اضحار محبت از همین دو روز دنیا کا[!]ت که بفهمم عروسک خیمه شب بازی هایت بودم
کسری
بعد از منفجر شدن ستاره ذراتش به اطراف پخش شد و غبار و عناصرش بدون نظم در فضا معلق ماند تا دوباره جاذبه دست به کار شد تمام مواد اولیه برای تولد سیاره ای به نام زمین اغاز شد نیروی جاذبه وتراکم بار دیگر ذرات اهن ونیکل و کربن را به هم چسباند و زمین داغ به وجود امد بر اثر همین ترکیب ها بخارات شیمیایی و هزاران واکنش عناصری رخ داد ولی زمین مرده بود چندین هزار کیلومتر ان طرف تر هیدروژن به هم پیوست ودر هسته هلیم و سپس جاذبه شروع به ساخت مهندسی ستاره ای خود کرد حال خورشید با انفجار متولد شد و رادیو اکتیو تاثیرات زیادی بر کره ما گذاشت و گرد وغبار های انفجار قبلی را پاک سازی و نظم امروزی منظومه ما را سبب شد حال جهان اماده تولید موجودات تک سلولی و چند سلولی و تکامل امروزی ما بود ..
کسری
جهان در محیطی خلاء حدود 15 میلیارد سال پیش بر اثر یک انفجار و توضیع ذرات فتونی به اطراف با سرعتی برابر با 15 ثانیه از یک کره به یک کهکشان تبدیل شد وسپس انبساط پیدا کرد و بزرگ تر شد تنها یک نیرو بود که گاز هیدروژن را تبدیل به ستاره ها و سیارات کرد ولی اگر نظم کامل جاذبه بین مولکول ها بر قرار بود گاز ها به صورت یکنواخت در کنار هم می بودند ولی از انجا که جهان %100 نیست حفره هایی در بین کشش مولکولها به وجود امد وسبب به هم پیوستن هیدروژن و تراکم بیشتر و بیشتر وسپس هیدروژن به دمای همجوشی رسید وهلیم ایجاد شد و سپس اغاز تولد ستاره گان بود انقدر سریع که سراسر دنیا شاهد تولد های بینظیر بود بله وجود من وشما بر اثر همین بی نظمی بوده است ...بعد ها کهکشان ما به وجود امدو در اطراف ان ستاره ایی بزرگ وقدیمی که سوخت هلیمش به تولید ماده اولیه موجودات زنده بود یعنی کربن تشکیل شد وسپس اهن ونیکل و سایر عناصر بر اثر گرما وفشار ..همین طلا در اوج میلیارد ها درجه به وجود امد پس قدرش را بدانید و سپس ستاره سوختش تمام شد و جاذبه هسته اش بر حجمش قلبه کرد و ستاره کوچک و کوچک تر شد تا منفجر شد
کسری
میدانید سرچشمه حیات بر جهان کیهانی و تبدیل شدن ان به من و شما چیست ؟ هیدروژن
کسری
اخرین کتاب 2011 استاد دکتر استیون ویلیام هاوکینگ : طراح بینظیر ......(جهان خود را از هیچ می افریند)
کسری
در سخنانم هیچ جای شک به خود راه نده من همانم که دیروز در گفته هایم تو را تایید می کردم فقط شرایط رخصت ابراز احساسات را نمیدهد وگر نه تو برای من همانی که گفته ام.
کسری
من خودخواه تر از انم که بتوانم خود خواهی های تو را درک کنم
کسری
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست... فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم که هر چه رود درین سرزمین مسافر توست.... همان بس است که با سجده دانه برچیند کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست... به وصف هیچکسی جز تو دم نخواهم زد خوشا کسی که اگر شاعر است شاعر توست... که گفته است که من شمع محفل غزلم؟! به آب و آتش اگر میزنم به خاطر توست
کسری
اگرچه عمر تو در انتظار می گذرد دل فقیر من ! این روزگار می گذرد بهار فرصت خوبی ست گل فشانی را به میهمانی گل رو ! بهار می گذرد چه مانده ای به تماشای تیرگی و غبار همیشه هست غبار و سوار می گذرد تمام چشمه دلان از کنار ما رفتند اگر نه سنگدلی جویبار می گذرد دلی که شوق رهایی در اوست ای دل من بدون واهمه از صد حصار میگذرد
کسری
با اشک هایت مرا غرق در عشق مکن من توانم همینست که گوش دهم به حرفهایت اگر کلام بر نمی اورم زبان از وصف تو غاصب است پس من را درک کن که حرفهایت برای من نشانیست به سوی بهشت ....من اماده مرگم
کسری
کاش انسان ها می دانستند که بالا ترین قدرت در جایی دیگر نیست در همان وجود خودشان است قدرت اراده و قدرت درک و انسانیت هر سه قدرت بی کرانند
کسری
بس است این همه تردید پس کجایی؟ مگر نمی بینی که عشق دارد فریاد می زند!!